کارآفرینی

پول درآوردن راحت: مگه میشه؛ مگه داریم؟!

آیا پول درآوردن راحت است؟ ــ کارتونی که دو مرد را در حال نزاع بر سر کیسۀ حاوی پول نشان می‌دهد

آیا برای پول درآوردن باید با فیل کُشتی گرفت؛ یا اینکه می‌توان خیلی راحت‌تر و آسان‌تر ــ و البته از راه‌های درست ــ جریانی پیوسته از پول و درآمد ایجاد کرد؟ من معتقدم که می‌شود، و عصر حاضر بهترین زمان برای این کار در طول تاریخی است که تاکنون جهان به خود دیده است. همراه من باشید تا در این مقاله، چشمه‌هایی از این دنیای جدید را با هم سیاحت کنیم.

اجازه بدهید این مقاله را با یک داستان واقعی شروع کنم:

چند وقت پیش سفری به مونترآل رفته بودم؛ مرکز استانِ کبک در کانادا که فرانسه‌زبان است. در این استان تعصب عجیبی هم به زبان فرانسه وجود دارد طوری که حتی در تابلوهای راهنمایی هم اثری از انگلیسی (که در این زمانه زبانِ بین‌المللی شده است) نیست. و نکتۀ جالب‌تر اینکه به خاطر همین یک استانِ فرانسه‌زبان، همه چیز در جاهای دیگر کانادا (از جمله اعلان‌های داخل اتوبوس، برچسب محصولات و…) دوزبانه است! در این سفر، خودرویی کوچک هم کرایه کرده بودم و زمانی که به قسمت downtown یا مرکز شهر مونترآل رفتم تا دیدنی‌هایش را تماشا کنم، مثل هر مرکز شهر دیگری در جاهای مختلف دنیا، دریافتم که پیدا کردنِ پارکینگ کار راحتی نیست. هرچند قبلاً در گوگل مپ جاهایی را نشان کرده بودم، اما میانه‌های راه گوگل مپ هم از کار افتاد و مجبور شدم مثل زمان‌های ماقبل گوشی‌های هوشمند، از حس‌های خودم کمک بگیرم. به هر روی، با دنبال کردن تابلوهای P که نشانگر وجود پارکینگ بودند، در نهایت به پارگینگی با ظرفیت خالی رسیدم.

این پارکینگ طبقاتی، در زیرزمینِ یک ساختمان بزرگ قرار داشت و جلوی ورودی پارکینگ، هیچ شخصی نبود. یک دستگاه بود که از شکل و شمایلش حدش زدم باید کارت اعتباری را وارد آن کنم تا نرده بالا برود و گیت ورودی باز شود. درست مثل همه جای دیگرِ مونترآل، توضیحات روی نمایشگر این دستگاه هم به فرانسه بود و با اینکه چند باری کارت اعتباری را داخل شکاف قرار دادم، اتفاقی نیفتاد و نرده بالا نرفت. البته خوشبختانه، در آن زمان ماشینی پشت سر من نبود که بخواهد بی‌تاب شود و بوق بزند؛ هرچند اینجا مردم (چه در حالت عادی در صف‌های فروشگاه‌ها چه پشت فرمان) عموماً شکیبا هستند، و شاید هم اگر کسی پشت سر من بود بهتر می‌شد چون می‌توانستم از او کمک بگیرم. به هر روی، پس از چند باری امتحانِ دستگاه و زدن دکمه‌های مختلف، ناگاه یک کارت مقواییِ پرینت‌شده از آن بیرون آمد و گیت باز شد. وارد شدم و هشت طبقه را به سمت پایین طی کردم تا بالاخره توانستم ماشین را پارک کنم.

ساعاتی بعد، هنگام خروج از پارکینگ، همه چیز روان‌تر و سریع‌تر پیش رفت. آن کارت مقوایی را داخل دستگاه گذاشتم، کارت اعتباری را وارد کردم، هزینۀ پارکینگ اتوماتیک محاسبه و از کارت اعتباری برداشته شد، رسیدِ پرینت‌شده را تحویل گرفتم و گیت خروجی هم باز شد.

این مدل پارکینگ‌های فاقد حضور انسان را طی چند روزی که در مونترآل بودم، بارها در جاهای دیگر هم مشاهده کردم. از پارکومترهای کنار خیابان گرفته تا پارکینگ‌های مسطح و طبقاتی در نقاط مختلف. اما از همان ابتدا که وارد آن پارکینگ زیرزمینی شدم، نکته‌ای توجه مرا به خود جلب کرد:

انگار این پارکینگ‌ها گویی در حکم دستگاه‌های چاپ پول هستند که بدون حضور مستقیم و مستمر انسان، در حال پول درآوردن و درآمدزایی‌ برای صاحبان آنها هستند.

اگر فقط همان یک پارکینگ در روز آن همه مشتری داشته باشد و همگی هم متوسط همان رقمی را بپردازند که من پرداختم، راحت ماهی چندصدهزار دلار درآمد خواهد داشت. اینجا بود که نکته‌ای دیگر از ذهنم گذشت…

فناوری، یاورِ ما در پول درآوردن راحت است

من یک مثال زنده در برابر خودم می‌دیدم که چطور سیستمی طراحی و ساخته شده که به صورت خودکار در حال درآمدزایی و تولید پول است. و نکتۀ اصلی در این سیستم، حضور زیربناییِ فناوری بود.

خیلی‌ها، به‌ویژه کسانی که سال‌ها پیش وارد کانادا شده‌اند، معتقدند که برای به دست آوردن یک دلار در این کشور، باید پای فیل را بلند کرد و از زیر آن یک دلار برداشت. منظورشان این است که پول درآوردن در این کشور سخت است. قصد ندارم بگویم که تجربه یا برداشت آنها نادرست است؛ شاید قبلاً اینگونه بوده یا شرایطی که آنها از سر گذرانده‌اند چنین تصوّر و باوری را در ذهن آنها پدید آورده است. اما من یک مثال زنده در برابر خودم می‌دیدم که چطور سیستمی طراحی و ساخته شده که به صورت خودکار در حال درآمدزایی و تولید پول است. و نکتۀ اصلی در این سیستم، حضور زیربناییِ فناوری بود.

با استفاده از چندین فناوریِ گوناگون بود که صدور کارت پارکینگ، بالا و پایین رفتن گیت‌ها، استفاده از کارت اعتبای و دریافت وجه می‌توانست بدون حضور هرگونه نیروی انسانی انجام شود. و فناوری، که روز به روز در حال پیشرفت و گسترده‌تر شدن است، در خیلی از حیطه‌های دیگر هم انقلاب ایجاد کرده و امکان درآمدزاییِ بیشتر و آسان‌تر را با زحمت و نیروی انسان کمتر، امکان‌پذیر ساخته است.

قبل از پرداختن به ادامۀ مقاله، این نکته را بنویسم که عده‌ای ممکن است بگویند مالک این پارکینگ یا مواردی مشابه آن، در ابتدا پول زیادی داشته‌اند که توانسته‌اند چنین تسهیلاتی را برپا کنند و سپس از آن سود مالی ببرند؛ و برای خیلی‌ها چنین چیزی مهیا نیست. در پاسخ باید بگویم که مثال پارکینگ، فقط برای این است که توجه ما به این واقعیت جلب شود که این جهان، جهان فراوانی است؛ پول هست و راه‌های ساده برای پول درآوردن و ایجاد درآمد پایدار با زحمت کم هم وجود دارد. تنها کافی است این واقعیت و این امکانات نوین را باور کنیم تا بتوانیم از آنها برای پیش‌برد بهتر کسب‌وکار خود استفاده کنیم.

یکی از فناوری‌هایی که روز به روز در حال پیشرفت است و به‌کارگیری آن می‌تواند کسب‌وکار ما را متحول کند، «اینترنت»‌ است. تا چند سال پیش، اینترنت را بیشتر کسانی استفاده می‌کردند که خورۀ کامپیوتر بودند؛ و فرهنگ خرید از اینترنت هم تا این حد گسترده نشده بود. امروزه حتی کالاهای غیرفیزیکی هم در اینترنت برای فروش عرضه می‌شوند و استقبال از آنها هم بسیار قابل توجه است. از آلبوم‌های موسیقی که به شکل دانلودی ارائه می‌شوند گرفته تا کتاب‌های الکترونیک، فایل‌های صوتی و تصویریِ آموزشی، دوره‌های آنلاین و….

به‌ویژه وقتی کالایی برای دانلود عرضه می‌شود، با سیستمی مشابه همان پارکینگ مواجه هستیم. قبلاً زیرساخت‌های لازم برای سفارش دادن، پرداخت، ارسال فاکتور و دانلود فراهم شده؛ و همۀ اینها در کنار هم موجب می‌شود حتی زمانی که صاحب سایت خواب است یا از تعطیلات لذت می‌برد، فروش ادامه داشته باشد. آیا بدون اینترنت می‌شد تصور کرد که کلِ فرایند فروش/خرید به صورت خودکار انجام شود؟ و آیا بدون این شبکۀ ارتباطی، بستری برای عرضۀ محتوا در قالب‌های دیجیتال می‌توانست فراهم شود که بلافاصله مشتری بتواند به آنها دسترسی داشته باشد و منتظر پُست و ارسال آموزش‌ها از طریق سی‌دی و… نماند؟

راحت پول درآوردن نیازمند بالاترین درجۀ انضباط شخصی است

گاهی که از پول درآوردن راحت و آسان صحبت می‌شود، تصور افراد به این سمت می‌رود که فقط با لم دادن روی کاناپه و فکر کردن به پول می‌شود پول درآورد؛ و بعد از آن هم فقط باید سوار لامبورگینی شد و دوردور کرد و خوش گذراند. اما نکتۀ جالب و مهم این است که تا فرد نتواند بر خودش مدیریت داشته و عادت‌های خوب در خودش ایجاد کند، پول درآوردن راحت خواب و خیالی بیش نیست. طی این چند نکته که در ادامه می‌نویسم، سعی می‌کنم این مفهوم را بیشتر توضیح بدهم:

۱. راه‌اندازی یا setup هر سیستمی برای ایجادِ درآمدِ خودکار و پایدار،‌ نیازمند صرف زمان و هزینه است. چه قرار باشد پارکینگِ اتوماتیک ساخته شود چه وب‌سایتی برای فروش محصولات، نمی‌توان انتظار داشت یک‌شبه همه چیز روبراه و فراهم شود،‌ مشتریان از راه برسند و از همان ابتدا روزانه درآمد زیادی حاصل شود. این فرایند، بیشتر مثل درست کردن باغستانی از درختان میوه است که ممکن است ابتدا فقط زحمت و هزینه به چشم بیاید، اما زمانی که میوه‌دهی آغاز شود، آن وقت می‌توان در سایه‌سار درخت‌ها آرمید و از میوه‌ها لذت برد.

۲. باز درست همچون باغی از درختان میوه، که نیازمند رسیدگی مرتب است و فصل‌های مختلف را از سر می‌گذراند،‌ یک کسب‌وکارِ خودکار هم رسیدگی می‌خواهد. اینطور نیست که فقط یک بار کار را راه بیندازیم و بعد فقط ورود پول به حساب بانکی را تماشا کنیم. مثلاً در مورد پارکینگ، سیستم‌‌های کامپیوتری و مکانیکی نیازمند بازرسی و رسیدگی مرتب هستند تا همواره در بهترین وضعیت کار کنند. همچنین برای موقعیت‌های اضطراری (آتش‌سوزی، ورود افراد متفرقه، گیر کردن خودرو در مسیرهای داخل پارکنیگ و…)،‌ باید پیش‌بینی‌های لازم انجام شده باشد. در مورد وب‌سایت نیز ارتباط مستمر با مخاطبان، پاسخگویی به ایمیل‌ها، ارائۀ مقالات و محصولات جدید، رسیدگی به وب‌سایت و به‌روز نگه داشتن آن و…، بخش‌هایی ضروری از کسب‌وکار هستند که لازم است مستمر انجام شوند تا بتوان از درآمد پیوسته و روزافزون لذت برد. این تصور که فقط بنشینیم و پول از آسمان برایمان بریزد، نه‌تنها کودکانه است، که با ذات انسان هم که بدونِ حرکت و تلاش و دست و پنجه نرم کردن با چالش‌ها دچار خمودی و کسالت می‌شود، در تضاد است.

۳. شاید زمانی پول درآوردن سخت‌تر از امروز بوده. شاید زمانی واقعاً باید پای فیل را بلند می‌کردی تا از زیر آن یک دلار بیرون بکشی. ولی آن زمان، اگر می‌خواستی با مشتری‌ات در تماس باشی، باید مثلاً خبرنامۀ چاپی درست می‌کردی و پولِ پُست می‌دادی و آخر سر هم نمی‌دانستی چند نفر این خبرنامه را خوانده‌اند یا کدام بخش‌هایش برایشان جالب‌تر بوده است. در حالی که در عصر اینترنت، می‌توان مثلاً از طریق ایمیل به‌راحتی (و با هزینۀ‌ خیلی کمتر) با مخاطبان و مشتریان در ارتباط بود و رفتار و نحوۀ تعامل آنها را نیز تحلیل کرد. فناوری قطعاً تسهیلات بیشتری نیز طی سال‌های آینده به ارمغان خواهد آورد و افق‌های جدیدی را در برابر همۀ ما خواهد گشود. چه بهتر که از این امکانات جدید استفاده کنیم و در زمانه‌ای که تغییرات شتابناک‌تر از همیشه شده است، از راه خدمت‌رسانی صحیح، سریع‌تر به موفقیت‌های مالی (که یکی از زیربناهای داشتن زندگی‌ای بهتر است) برسیم.

و نکتۀ پایانی: مثال‌هایی که در این مقاله آمد،‌ فقط یکی دو نمونه از کاربردهای فناوری بود که می‌تواند کسب‌وکارها را متحول کند و با کمترین زحمت (نسبت به روش‌های قدیمی یا موجود)، درآمدهای پایدار و مستمر بسازد. شما با کمی خلاقیت و جست‌وجو، می‌توانید روش‌های دیگر را هم بیابید که به همین راحتی، البته با پیش‌شرط‌های گفته‌شده، می‌توانند فرایند پول درآوردن را برای شما آسان‌تر، سریع‌تر و خوشایندتر کنند.

شما چه نظر یا تجربه‌ای در این زمینه دارید؟
خوشحال می‌شوم دیدگاه‌های خود را در همین صفحه (کمی پایین‌تر) با من و سایر خوانندگان در میان بگذارید.

پول درآوردن راحت: مگه میشه؛ مگه داریم؟!
امتیاز 4.65 از مجموع 17 رأی

دربارۀ نویسنده

علی‌اکبر قزوینی

من علی‌اکبر قزوینی هستم و در این وب‌سایت، بیش از هر چیز آموخته‌ها و تجربه‌های خودم در زمینهٔ رشد و بهبود فردی، معنای زندگی و نیز کسب‌وکار و کارآفرینی را با شما به اشتراک می‌گذارم.

۱۱ دیدگاه تاکنون

لطفاً دیدگاه یا پرسش خود را بنویسید