بایگانی برای دسته ’ نوشته‌هاي تازه ‘

شما هم آب‌تان را «تسویه» می‌کنید؟!

بدست GhazviniAli • ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ • دسته: تبلیغات٬ شهر٬ عكس و عكاسي٬ نوشته‌هاي تازه

دیروز در پیاده‌روی غربی ولی‌عصر، بالاتر از میرداماد، تراکتی توجه‌ام را جلب کرد که اول موقع خواندنش دچار سردرگمی شدم: «تسویه آب». داشتم به‌معنای تسویه فکر می‌کردم و این‌که چه ربطی به آب دارد که جملۀ زیری‌اش به کمک‌ام آمد: «آب منزل شما بهتر از تهران». بله، نویسندگان دانشمند این آگهی، «تسویه» را با «تصفیه» [...]



یک اتفاق خوب به نام «رستاک»

بدست GhazviniAli • ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ • دسته: ترانه و موسيقي٬ زندگي٬ نوشته‌هاي تازه

دیشب یکی از شب‌های لذت‌بخش زندگی‌ام بود، با موسیقی دل‌نشین گروه رستاک. آلبوم تصویری این گروه به‌تازگی منتشر شده. نامش هست «همۀ اقوام من» و به موسیقی نواحی مختلف ایران پرداخته. از نواحی مختلف، هر کدام نمونه‌ای. لری و گیلکی و کردی و بختیاری و….
تبلیغ این آلبوم را در ابتدای سی‌دی یکی از فیلم‌ها دیدم [...]



امروز معجزه‌ها یکی پس از دیگری از راه می‌رسند!

بدست GhazviniAli • ۲۶ خرداد ۱۳۸۹ • دسته: شعر٬ نوشته‌هاي تازه

امروز
معجزه‌ها
فرشته‌ها
الهام‌ها
نشانه‌ها
و هر چه تو بخواهی
یکی پس از دیگری
از راه می‌رسند ــــ
و لحظه‌ای
حتی لحظه‌ای
از حرکت نمی‌ایستند!
علی‌اکبر قزوینی
۱۳۸۹/۳/۲۶



جای سر خوبان!

بدست GhazviniAli • ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ • دسته: عكس و عكاسي٬ نوشته‌هاي تازه

“جای سر خوبان” عنوان مجموعه عکسی است از محمد غزالی که در شماره نخست ماه‌نامه الکترونیکی “دیده” به آن پرداخته شده بود. این پروژه، منظر شهر تهران است از دید برخی مجسمه‌های نصب‌شده در نقاط مختلف شهر. الان که اتفاقی این شماره را دوباره دیدم و این پروژه و نام جالب‌اش را، [...]



Red through Black

بدست GhazviniAli • ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ • دسته: عكس و عكاسي٬ عكس يك٬ نوشته‌هاي تازه



Red

بدست GhazviniAli • ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ • دسته: عكس و عكاسي٬ عكس يك٬ نوشته‌هاي تازه



بهمن جلالی هم رفت

بدست GhazviniAli • ۲۶ دی ۱۳۸۸ • دسته: زندگي٬ عكس و عكاسي٬ نوشته‌هاي تازه

بهمن جلالی در نمایشگاه پایانی جشنواره فیرزوه در تبریز، مهر ۱۳۸۷

هرچند همیشه انتظارش را داری، اما همیشه نامنتظر است. اس‌ام‌اس‌ای که دیروز بعد از ظهر گرفتم، فکر نمی‌کردم خبر مرگ بهمن جلالی را در خود داشته باشد. همین چهارشنبه بود که داشتم این صفحه را که قبلا ذخیره کرده بودم، در فلش‌ام می‌ریختم که بعدا [...]



…چشم‌هایم چرا خیس است؟

بدست GhazviniAli • ۳۰ آذر ۱۳۸۸ • دسته: زندگي٬ نوشته‌هاي تازه

ا عکس: amontazeri.com ا
دیشب، در پایان روزی پر از چشم‌های نمناک، تفالی به دیوان حافظ زدم و این غزل آمد:
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انگار کار ما نرسد
اگر چه حسن‌فروشان به جلوه آمده​اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که [...]



عجبا که سردبیر در سلول و مجله در زندان اما دریغ از ملاقات!*

بدست GhazviniAli • ۳۰ آذر ۱۳۸۸ • دسته: روزنامه و مجله٬ نوشته‌هاي تازه

ا روی جلد نخستین شماره از دوره جدید ایران‌دخت ا
۲۰ بهمن پارسال این یادداشت را در آغاز انتشار سری جدید مجله «ایران‌دخت» به سرپرستی محمد قوچانی نوشته بودم و واقعا تصور نمی‌کردم که زمان این‌قدر سریع گذشته باشد! این هفته اما ایران‌دخت لباسی نو بر تن کرده و غرض از نوشتن این یادداشت تازه نگاهی [...]



+۳۲

بدست GhazviniAli • ۱۷ آذر ۱۳۸۸ • دسته: زندگي٬ نوشته‌هاي تازه

…و باز هم سالی دیگر:)