« January 2006 | صفحه اصلی | March 2006 »

سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۴

انقلابِ رسانه‌های کوچک

علی اکبر قزوینی: رادیو و تلویزیون، دو رسانه مدرنی که در قرن بیستم میلادی ظهور کردند، در زمان سلطنت شاهان پهلویِ پدر و پسر به ایران راه یافتند و با ورود خود تغییراتی ناگزیر را در بافت فرهنگیِ جامعه سنتی ایران موجب شدند. جدا از ورود یک تکنولوژی مدرن که به خودی خود تأثیرهایی را در پی داشت، رویکرد دستگاه حاکم و نحوه برخورد آن با این رسانه‌ها نیز عامل بسیار مهمی بود تا مناسبات و ارتباط حکومت-جامعه (دولت-مردم) را به‌گونه‌ای دیگر شکل دهد. پیش از آن، روزنامه‌ها و مجلات در ایران منتشر می‌شدند اما هرگز آزادی پرداختن به هر موضوعی را نداشتند. بنابراین عجیب نیست که رادیو و تلویزیون نیز که گستره پوشش و ضریب نفوذی بسیار بیشتر داشتند، در راستای سیاستِ بسته نگه‌داشتن جامعه از لحاظ خبری، زیر نظر مستقیم حاکمیت قرار گرفتند تا هر کسی نتواند با تأسیس یک ایستگاه رادیویی یا شبکه تلویزیونی دیدگاه‌های ناخوشایند حکومت را ترویج کند. این مجموعه (رسانه‌های نوشتاری، شنیداری و دیداریِ تحت نظارت حکومت) که در اینجا «رسانه‌های بزرگ» (Big Media) می‌نامیم، همگی در راستای اهداف دستگاه حاکم بودند و صداهای مخالف مجالی برای عرضه خود در این حیطه نمی‌یافتند. اما عدم انعکاس این صداها یا حتی هرگونه انتقاد از رفتارهای حکومت، به معنای نبودِ آنها نبود.

اغلبِ مردم، حرف‌های خود و دغدغه‌هایشان را در رسانه‌های دولتی و رسمی (دارای مجوز) نمی‌یافتند. از طرفی این رسانه‌ها و بیشتر تلویزیون، مدرنیته‌ای را ترویج می‌کردند که جامعه سنتی ایران با بافت مذهبی‌اش چندان پذیرای آن نبود؛ طوری که بسیاری از خانواده‌ها حاضر نبودند تلویزیون را به خانه خود راه دهند. محمدرضا پهلوی اما که بعد از کودتای آمریکایی-انگلیسی 28 مرداد 1332 قدرتی مطلق یافته بود، سرمست از این قدرت حاضر نبود از کنترل همه‌جانبه بر رسانه‌ها دست بردارد. او خوش‌خیالانه تصور می‌کرد که سیاست سرکوب، خبررسانیِ کانالیزه و فیلترشده و ترویج دیدگاه‌های یکسان (و همگی موافق سیاست‌های دستگاه حاکم)، جامعه را از اندیشیدن یا تصور هر گزینه (آلترناتیو) دیگری باز خواهد داشت و همگان آن‌چه را که او می‌گوید و برای کشور می‌خواهد، خواهند پذیرفت. شاهِ دیکتاتور ایران اما هرگز فکر نمی‌کرد که این روش باعث خواهد شد تا مردم به شبکه‌ای از رسانه‌های غیررسمی روی بیاورند که در نهایت همان‌ها همچون نخ تسبیح، مهره‌های جداگانه و پراکنده را به هم پیوند دادند و سرانجام در ماه‌های پایانی سال 1357 حکومت او را از پا درآوردند. این رسانه‌ها، در تقابل با آنهایی که پیش از این عنوان شد، «رسانه‌های کوچک» (Small Media) خوانده می‌شوند که کاست‌های صوتی و اعلامیه‌های تکثیرشده روی برگه‌های کاغذ را شامل می‌شوند. این رسانه‌ها جز آن‌که مستقل از حکومت بودند، به بنگاه‌های مالی یا شرکت‌های تجاری بزرگ نیز متکی نبودند.

«رسانه‌های کوچک، انقلاب بزرگ: ارتباطات، فرهنگ و انقلاب ایران»* کتابی است که به شکلی دقیق و با پژوهشی عمیق نقش این رسانه‌ها را در پیروزی انقلاب اسلامی ایران بررسی کرده است. این کتاب نوشته زوجی است که در آن سال‌ها خود در ایران بوده و در روند به ثمر رسیدن انقلاب حضور داشته‌اند. «آنابل سربرنی-محمدی» (استاد و مدیر مرکز پژوهش‌های ارتباط جمعی در دانشگاه لیسستر انگلستان) و «علی محمدی» (دستیار مطالعاتی در بخش ارتباطات بین‌الملل و مطالعات فرهنگی دانشگاه ترنت ناتینگهام) کتاب خود را بر پایه 10 سال پژوهش نگاشته‌اند و به عنوان اولین اثری که نقش فرهنگ و ارتباطات را در انقلاب ایران بررسی کرده، عرضه کرده‌اند. این کتاب که در 5 بخش، 11 فصل و 225 صفحه تنظیم شده است، در سال 1994 از سوی دانشگاه مینه‌سوتا منتشر شده و از همان زمان بسیار مورد تحسین قرار گرفته است. از جمله، فیروزه رجایی بخارایی در نشریه ارتباطات کانادا نوشته است: «برای تمامی علاقه‌مندان به اثری تحلیلی درباره یکی از بزرگترین انقلاب‌های مردمی در تاریخ معاصر، که به زیبایی نوشته شده، پژوهشی مستحکم داشته و بررسی‌های مستدلی بر پایه ارتباطات انجام داده، خواندن این کتاب واجب است.»

شاید در یک کلام بتوان گفت که «رسانه‌های کوچک، انقلاب بزرگ» کاملاً مستند و با دلایل و قرائن کافی، نشان می‌دهد که چگونه محدود و تک‌صدایی کردن رسانه‌ها می‌تواند پایه‌های مغرورترین حکومت‌ها را چنان سست کند که در نهایت آن را از جا درآورد. و این هشداری است که در عصر رسانه‌های کوچکِ شخصی که بسیار سهل‌الوصول‌تر، سریع‌تر و فراگیرتر از کاست‌ها و برگ‌نوشته‌های دهه 1970 میلادی هستند، اصلاً نباید دست‌کم گرفته شود.

* “Small Media, Big Revolution: Communication, Culture, and the Iranian Revolution”, Annabelle Sreberny-Mohammadi and Ali Mohammadi, University of Minnesota Press, 1994.

***

نسخه چاپی: شرق، سه‌شنبه 18 بهمن 84


Excerpt: My essay in Shargh newspaper on the book "Small Media, Big Revolution".

دسته‌بندی موضوعی: 

00:28 @ 7 Feb. 2006 | نظر (0) | دنبالک (0)

دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۴

پنج روزنامه نگار شاخص معرفى شدند

محمد بلورى،
عميد نائينى،
مسعود بهنود،
اكبر گنجى،
ليلا رستگار.
اینجا


Excerpt: ---

دسته‌بندی موضوعی: 

02:22 @ 6 Feb. 2006 | نظر (0) | دنبالک (0)

جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴

افراد مجازی در CNN

امشب سی‌ان‌ان یکی از آن «افراد مجازی»* را نشان داد.

* "...خبرنگار CNN اما سئوال ديگرى نيز داشت: «شعار شما خدمت به مردم است، من در بندرعباس از مردم پرسيدم، مردم گفتند كه سخنان شما فقط شعار است، شما چگونه مى توانيد به وعده هاى خود عمل كنيد، با توجه به اينكه برنامه هاى هسته اى ايران، به منزوى شدن شما مى انجامد.» احمدى نژاد در پاسخ گفت: «من نمى دانم شما با كدام مردم صحبت كرده ايد اگر منظور شما ده ها و صدها هزار نفرى بود كه با فريادهاى خود در استان هرمزگان از دولت حمايت مى كردند كه حضور مردم و حمايت آنها ثبت شده و معلوم است. اگر شما از افراد مجازى در ذهن خود سئوال كرده ايد كه اشكالى ندارد و در هر مكان ديگرى نيز مى توانيد اين سئوال و جواب را تكرار كنيد.»" (شرق، 25 دی 1384)


Excerpt: Tonight CNN showed one of those people who Ahmadinejad had called them "imaginary" in his press conference last month in response to a question by Christian Amanpour.

دسته‌بندی موضوعی: 

03:33 @ 3 Feb. 2006 | نظر (0) | دنبالک (0)

پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴

I'm happy:)

مازیار نوشته: «...ات علامت جمع عربی است. درست نيست کلمات فارسی رو با ات جمع ببنديم. بنابراين پيشنهادات، گزارشات و... نادرست است. ازعلی اکبر قزوينی ياد گرفتم.»

خوشحالم که اینو می‌خونم. خیلی.


Excerpt: I'm happy to see one of my essays on Persian correct-writing has made a person not to use an incorrect form any longer.

دسته‌بندی موضوعی: 

02:13 @ 2 Feb. 2006 | نظر (0) | دنبالک (0)