« October 2005 | صفحه اصلی | December 2005 »
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۴
رقصیدن به کدامین ساز؟
این مطلب را قصد نداشتم برای شرق بنویسم و اولین نسخه آن را هم برای همین وبلاگ نوشتم، اما وقتی تمام شد دیدم که جا دارد در شرق چاپ شود و برای همین دستی به سر و روی آن کشیدم و دادمش به شرق، که امروز در صفحه شهر چاپ شد. فردای روزی که آن را به شرق دادم دیدم که در روزنامه ایران هم «ناصر صفاریان» در یادداشتی به همین موضوع پرداخته، که پیشنهاد میکنم آن را هم بخوانید.
***
علی اکبر قزوینی: نمیدانم چرا ما همیشه میخواهیم لیوان را از نیمه خالی آن تماشا کنیم. در سریال تلویزیونی «او یک فرشته بود» که در ماه رمضان بعد از افطار از شبکه دو پخش میشود، «شیطان وسوسهگر» ماجرا هم در نقش زنی اغواگر (فرشته) و هم در نقش وکیلی موذی (آقای سرابی) ظاهر شده و در هر دو حالت همه کاری برای از راه به در کردن مرد ملتزم به مذهب سریال (بهزاد با بازی حسن جوهرچی) میکند. با این حال نمیدانم چرا بعضیها این را به «بد نشان دادن زنها» تعبیر میکنند. البته از آن طرف هم هست: چند روز پیش یکی از خوانندگان به شرق زنگ زده بود (مردمک، 7 آبان) که چرا این سریال دارد وکیلها را آدمهای شیطانصفتی نشان میدهد! یا باز چند روز پیشتر (مردمک، 2 آبان) یک آقا/خانم دکتر به سریال طنز (توجه که دارید: طنز) «متهم گریخت» اعتراض کرده بود که چرا دکترها و پرستارها را آدمهایی ناشی تصویر کرده است!
ماجرای اعتراض پرستارها سر فیلم سینمایی «شوکران» را یادتان هست؟ آدمهای این جامعه این همه ادعای دموکراسیشان میشود آن وقت تحمل ندارند ببینند که «یک و فقط یک» نفر از صنف آنها در فیلمی «بد» (=نه تا حد نهایت خوب) نشان داده شده است. آیا قبول نداریم (دور و بر خودمان را نمیبینیم) که یک «وکیل»، «پرستار»، «دکتر»،... «مرد» یا «زن» ممکن است آدم بدی باشد؟ و آیا در این فیلمها این موضوع به همه (توجه که دارید: همه) اقشار صنف موردنظر تعمیم داده شده یا این ذهن/ذهنیت ما است که فرافکنی میکند؟ «آزادمنشی» فرهنگی در حرف که فقط نیست، در عمل/رفتار است که آدمها را میتوان شناخت. اگر لحظهای فکر کنیم، شاید به این نتیجه برسیم که وضعیت کنونیِ فرهنگ در جامعه ما برآیند/بازتاب همین خردهنگرشهای جزماندیشانه است.
***
نسخه چاپی: شرق، چهارشنبه 11 آبان 1384
Excerpt: It has become a (bad) custom in Iran to criticize films or TV series for showing bad-men or -women who belong to a job/society-class group. For example, if a films shows a bad doctor, nearly all doctors criticize it. I wrote a brief essay in Shargh today to criticize this attitude.
دستهبندی موضوعی:
23:28 @ 2 Nov. 2005
| نظر (4)
| دنبالک (0)
Position
یک دیالوگ در یکی از قسمتهای اخیر «شبهای برره»:
(شیرفرهاد [مهران مدیری] و کیانوش [سیامک انصاری] در دفتر بخشدار هستند و میخواهند به او رشوه بدهند. در برره این کار به «خشکه» موسوم است و کیانوش دارد برای شیرفرهاد مفهوم «زیرمیزی» را که در شهر به آن اطلاق میشود، توضیح میدهد)
شیرفرهاد: زیرمیزی را فقط از زیرِ میز باید داد یا از روی میز هم میشه داد؟
کیانوش: فرقی نمیکنه، از روی میز هم میشه داد؛ بستگی به پوزیشن (Position) داره!
Excerpt: A dialog in "Shabhaye Barareh" (Barareh Nights), an Iranian comic TV series, in which amphibology is highly noticable.
دستهبندی موضوعی:
02:31 @ 2 Nov. 2005
| نظر (2)
| دنبالک (0)