« ...و باز هم توقیف | صفحه اصلی | بحث‌های داغ درباره «انوشه انصاری» »

چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۵

سیروس برزو: تبلیغ برای «انوشه انصاری» را تبلیغ برای ایران نمی‌دانم

انوشه انصاری
انوشه انصاری (نخستین ایرانی‌الاصلی که تا 4 روز دیگر راهی فضا می‌شود) (عکس از: www.anoushehansari.com)


چند ساعت پیش ای‌میلی از آقای سیروس برزو (از مسکو) به دستم رسید که متن آن را بی‌هیچ کم‌وکاستی، و بی‌داوری، اینجا می‌گذارم. فقط قبل از آن توصیه می‌کنم اگر نام سیروس برزو برایتان نا‌آشنا است، دو تا لینک زیر را ببینید:

* گفت‌وگوی من با سیروس برزو، چاپ‌شده در شرق، 24 مهر 1384
* مطلب من درباره مجله «مرزهای بی‌کران فضا» (که سیروس برزو منتشر می‌کرد)، چاپ‌شده در شرق، 22 شهریور 1384

و اما متن ای‌میل آقای برزو:

دوست گرامی
با سلامی گرم.

در سایت دانش فضایی خواندم که « ماهنامه نجوم در ادامه سمینارهای عمومی خود روز پنج‌شنبه 30 شهریور و 4 روز پس از آغاز سفر انوشه انصاری، سمیناري عمومی با موضوع "سفر نخستین فضانورد ایرانی" در فرهنگسرای هنر (ارسباران ) تهران برگزار می‌کند.»
از خواندن این مطلب تجلیل بی موردی که شما دوستان عزیز به خانم انصاری به خرج می دهند بسیار متاسف شدم. من چند روز قبل در مورد ایشان طی نامه ای به آقای یزدانپناه نوشتم:

« در مورد خانم انصاری می خواهم مقدمه ای بگویم. امکانات من برای اینگونه ملاقات ها از سفارت هم بیشتر است. بطور مثال سال ها پیش، با یک هماهنگی ساده، دوربین تلویزیون ایران را به شهرک فضانوردان بردم و موسابایف بیش از دو ساعت ، زیر و زبر ایستگاه فضایی میر را تشریح کرد ضمن آن که یکی از حساس ترین مرحله های آموزش و تمرین او را فیلمبرداری کردیم. به دلیل روابط خصوصی با دانشمندان و فضانوردان ، در این سال ها من در صحنه هایی حضور داشته ام که در مواردی، هیچ فرد خارجی ناظر آنها نبوده است. با تمام این امکانات نتوانستم ملاقات حضوری با خانم انصاری داشته باشم. آن مقدمه را گفتم که بدانید دلیل این عدم ملاقات، عوامل روسیه نبودند. بلکه برعکس دوستان من در سازمان فضایی روسیه تلاش زیادی کردند تا هر طور شده چنین ملاقاتی صورت بگیرد اما انصاری حاضر نشد. متاسفانه احساس کمبود قهرمان و خود کم بینی بعضی ها را طوری جو گیر کرده که حتی حاضرند مجسمه خواننده لس آنجلسی ( اسمش را به یاد نمی آورم ) که ترانه مبتذلش امروز در جهان معروف شده را در یکی از میدان های تهران نصب کنند! چه رسد به خانم انصاری. دوست گرامی اگر قرار باشد ما به آنانی که بنا بر مصالحی از ایران دور شده اند و زیر پرچم بیگانگان قرار گرفته اند ( نه در حد خیانت بلکه به عنوان تبعه) رو بیاوریم و از آنها تجلیل کنیم، به نظر من باید برای بسیاری از دانشمندانی ارج بگذاریم که امروزه در گوشه گوشه جهان، استوانه های علمی دنیای معاصرند. بزرگ کردن یک میلیونر که تنها ویژگیش برای سفر به فضا پرداخت 20 میلیون دلار است ، حتی اگر با بی انصافی صد ها پژوهشگر و دانشمند داخل ایران را نادیده بگیریم،توهین به فیروز نادری ها ، کاظم امیدوار ها و و و است.

سال ها پیش، آن زمانی که ماهنامه مرز های بیکران فضا را در ایران منتشر می کردم، جوانی در قم مدعی شد مقاله اش درباره نجوم، جایزه ای در خارج از ایران برنده شده . بعد مشخص شد که ادعا جعلی بوده ، جنجال عظیمی بر علیه او بپا شد و بسیاری ( اضافه بر نامه آقای یزدانپناه: از جمله همین ماهنامه نجوم و دوست بزرگوارم جناب آقای حیدر زاده) به او تاختند و باران ناسزا بر او باریدن گرفت. من او را از نزدیک دیده بودم و می دانستم که جوانی است عاشق نجوم و زندگیش در عشق به نجوم خلاصه می شود. سال ها گذشت روزگاری او را در مسکو دیدم که در شرایط بسیار دشوار اما با اراده ای پولادین در رشته اخترشناسی در یکی از دانشکده های دانشگاه دولتی مسکو مشغول به تحصیل است. لیسانس را از اینجا گرفت و اینک در انگلستان این رشته را برای دکترا ادامه می دهد.

آقای یزدان پناه گرامی من برای این جوان بیش از خانم انصاری احترام قائل هستم زیرا او برای آرمانی والا ، در شرایط بسیار دشوار زندگی در خارج از کشور ، تلاش می کند و مطمئن هستم در آینده و زمانی که به ایران بازگردد چتری حمایتی بر سر جوانان با استعداد و ارزشمند ایرانی خواهد بود. خانم انصاری نه تاکنون برای کشور آباء و اجدایش سودی داشته و نه در آینده خواهد داشت چون بر خلاف برخی تبلیغات، او خود را ایرانی نمی داند. او سال هاست که در آمریکا بسر برده و اینک نیز خود را یک آمریکایی می شمارد. برای پی بردن به حقانیت این ادعا ، تصویر او و لوپز آلگریا را مقایسه کنید. بعضی نشریات ( برای ایجاد محبت به او )به دروغ نوشته بودند که او دو پرچم ایران و آمریکا را در بازو دارد. می بینید که این ادعا جعلی است.

لوپز آلگریا (راست) و انوشه انصاری
لوپز آلگریا (راست) و انوشه انصاری (برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگ‌تر روی آن کلیک کنید.)

با تمام احترام به زحمات شما، من تبلیغ برای وی را تبلیغ برای ایران نمی دانم. برای من چه او و چه دنیس تیتو یا شاتلوورث و دیگر میلیونر های شهرت طلب فرقی ندارد. نه این که تصور کنید من با تعصب به او نگاه می کنم. خیر. اتفاقا برعکس، در آغاز من تلاش زیادی کردم تا در جهت اطلاع رسانی درباره او و سفرش هموطنانم را خوشحال کنم. اما بعد از پی بردن به نوع نگاه و تفکرش به این نتیجه رسیدم که این کار ، فریب دادن افکار عمومی و یک قهرمان سازی جعلی است. به همین دلیل علیرغم آن که تهیه گزارش و عکس در مراحل نهایی اقامت وی در مسکو برایم ممکن شد و می توانستم در مصاحبه مطبوعاتی گروه کیهان نوردان سایوز تی.ام.آ-9 در شهرک فضانوردان شرکت کنم، این کار را نکردم.

دوست گرامی
خوشبختانه کشور ایران ، این مرز پر گهر، مردان بزرگ کم ندارد. به نظر من بیایید آنها را به مردم بشناسانیم. گرچه بنا به دلایلی، بطور فاش و آشکار نمی توان بسیاری از خدمتگزاران به توسعه علم و دانش وطن ما، در زمان حیات و ثمربخشی های مستقیم، مطرح شوند. »

آقای یزدانپناه در پاسخ نامه ای برای من نوشتند که در بخشی از آن اشاره شده بود:
« شنیده ام خانم انصاری از نظر سیاسی به شدت توسط دولت آمریکا تحت فشار است تا در این دوران سخت تصمیم گیری درباره ماجرای اتمی ایران چهره وحشتناکی که از ایران و ایرانیها ترسیم شده، به چهره ای دوست داشتنی و دانش دوست تبدیل نشود تا آمریکا به سادگی قادر به بردن بازی اتمی شود. حتی یکی از دوستان که رابطه ای با اطرافیان خانم انصاری دارد ذکر کرده که ایشان بعد از مصاحبه ای که به علاقه اش درباره ایران اشاره کرده مغضوب شده و قرار شده تمام حرفها و مصاحبه های ایشان قبل از انتشار توسط عوامل دولت آمریکا بازبینی و به قول معروف سانسور شود تا منافع ملی آمریکا در نظر گرفته شود.»

در جواب به ایشان نوشتم:
« در مورد خانم انصاری حرف شما و آن آشنای ایشان را تائید می کنم. چون موافقت با قرار مصاحبه را منوط به موافقت مدیر آمریکایی برنامه اش که از طرف سپیس ادونچرز انتخاب شده اعلام شد. ببینید بین ادعا و حقیقت چقدر راه است. کشوری که مدعی رهبری دنیای آزاد بود و هست و مرتبا از حقوق بشر و ... حرف می زند در عمل چگونه خود را رسوا می کند که حتی تاجری که با پول خودش به فضا می رود حق ندارد مصاحبه کند و یا در مصاحبه فلان حرف را بزند! اگر همین عمل را حکومت کشوری دیگر ( مثلا ایران ) انجام داده بود سردمداران آمریکا چه جار و جنجالی به را می انداختند. به نظر من وظیفه ما به عنوان یک روزنامه نگار این است که این نکات را به مردم نشان دهیم. باید نشان داد چگونه سردمداران حکومت آمریکا دیوار آهنین بین خانم انصاری و هموطنان قبلیش کشیده اند. این مدعیان دروغین دمکراسی چطور نمی توانند تحمل کنند فردی که با پول خودش می خواهد به فضا برود حق ندارد با خبرنگاران ایرانی صحبت کند. وجدانا اگر حکومت ایران چاپ خبر در مورد پرواز انصاری را ممنوع کرده بود و یا می گفت خبرنگاران ایرانی حق ندارند با وی مصاحبه کنند فریاد آمریکا تا کره ماه می رسید یا نه که آزادی از دست رفت. رژیم ایران ضد علم است و غیره. یادتان هست که در زمان برنده شدن خانم شیرین عبادی چه غوغایی به پا کردند که چرا دولت ایران در زمان بازگشت وی به ایران جلوی پایش قالی قرمز پهن نکرده است؟
آقای یزدانپناه عزیز من هم با شما در مورد جوانان هم عقیده ام و تلاشم برای همین است. باور کنید حق الزحمه ای که نشریات ایرانی برای چاپ مقالات به من می دهند در بعضی موارد حتی در حد کرایه ماشینی که مرا به محل مصاحبه می رساند نیست. اما به خاطر علاقمندی به جوانان قلم می زنم. چون معتقدم امثال من اگر دیروز در جبهه ای دیگر می جنگیدند امروز جبهه ، هدایت نسل جوان به فردایی بهتر است و این هدایت تنها با دادن آگاهی و بالا بردن سطح علمی آنها میسر است. من وقتی جوانی مثل آقای ناظمی را در برنامه ای تلویزیونی می بینیم که با آن توانایی درباره فضانوردی صحبت می کند و بعد نامه وی را می خوانم و می فهمم من هم سهم هرچند کوچکی در علاقمند کردن او به علم داشته ام خوشحال می شوم و خدا را شکر می کنم که زندگیم را بیهوده نگذرانده ام . زیان های مادی و کمرشکن تعطیلی مرز های بیکران فضا را بیهوده نبرده ام و سال ها دوری من از وطن و غربت را ثمری بوده است.
... من در مورد سفر خانم انصاری، مثل دیگر سفر های فضایی ، گزارش خواهم نوشت.»

من هم به شما و هم به دوستان نجوم نصیحت می کنم که برای ایران و ایرانی ارزش بیشتری قائل شوید. برای ملتی که تاریخش سرشار از قهرمانان بزرگ است قهرمان جعلی نسازید. حتی فضانورد افغانستان و سوریه که با حمایت شوروی و به عنوان یک کار تبلغی به فضا رفتند از هر نظر بر خانم انصاری ارجحیت دارند.

به عنوان یک ایرانی که به نام این سرزمین افتخار می کند باید خاضعانه خدمت همه دوستان عرض که این کار مجله نجوم را عملی مثبت ارزیابی نمی کنم و آنرا توهم سازی برای جوانان ایران می دانم و از این که مجله نجوم با آن سابقه درخشان دست به چنین اقدامی بزند متاسفم.

من آنچه وظیفه ملی و وجدانیم بود خدمت شما عزیزان عرض می کنم. قبول و یا رد آن با خود شماست.

شادکام و کامروا باشید.

رونوشت :
پژوهشگر گرامی جناب آقای ناظمی
جناب آقای تفرشی سردبیر محترم ماهنامه نجوم
پژوهشگر گرامی جناب آقای یزدانپناه

***

مرتبط:
» سیروس برزو: فقط مراقب باشید از «انوشه انصاری» قهرمان ساخته نشود
» بحث‌های داغ درباره انوشه انصاری

***

تازه‌ترین (27 مهر 85):
» ملاقات سیروس برزو با انوشه انصاری


Excerpt: ---

دسته‌بندی موضوعی: 

00:50 @ 13 Sep. 2006

دنبالک‌های رسیده

برای فرستادن دنبالک از این آدرس استفاده کنید:
http://www.alighazvini.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/117

نظرات

با سلام
من از قبل با مجله دانشمند ارتباط دارم ومقالات آقای سیروس برزو را خوانده ام
می خواهم بدانم آیا ایشان با ما ارتباط برقرار می کنند اگر به ایشان ایمیل بزنیم؟
با تشکر

________________________________
به نشاني cyrusborzu[at]yahoo[dot]com اي‌ميل بزنيد.

نوشته‌ی محسن فوجی در ساعت ۱۷:۱۰ یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۸۶

خیلی به نظر من خوب بود

نوشته‌ی محسن اکبریان در ساعت ۱۳:۲۰ یکشنبه ۹ اردیبهشت ۸۶

با سلام اقای برزو من اولین باری است که از شما مطلب خواندم و واقعا شما را به خاطر صحبتهایتان تحسین میکنم

نوشته‌ی آرزو در ساعت ۰۸:۵۴ دوشنبه ۱۰ مهر ۸۵

من به هموطن رشید و شجاعم صادقانه افتخار میکنم و میخواهم که به خودمان اجازه ندهیم در مورد ایمان ه فرد که یک امر قلبی است و تنها خداوند میتواند انرا بسنجدحرفی بزنیم
نام ایران و ایرانی در جهان برای همیشه ماندگار شد باشد تا در شادی این سفر بزرگ با او و با هم شریک باشیم کاش میتوانشستم احساس او را بفهمم دست و صورتش را میبوسم.

نوشته‌ی nazgol در ساعت ۲۳:۵۸ یکشنبه ۲ مهر ۸۵

سلام به دوستان خواستم بگم اگر انوشه انصاری در خارج به فضا رفت با باعث افتخار هست شما می دونستید خانم انوشه انصاری چند جایزه درمورد کار یابی در خارج برای جوانان داره و الان وقتی می خواسته بره پرچ آمریکا و روسیه رو از لباسش برداشته پس باید افتخار کرد به این زن ایرانی و آروزی موفقیت .

نوشته‌ی sara در ساعت ۱۶:۳۸ یکشنبه ۲ مهر ۸۵

سلام انوشه عزیز
من به شما بعنوان یک زن ایرانی افتخار میکنم وامیدوارم به سلامتی به زمین برگردین

نوشته‌ی مرضیه در ساعت ۱۱:۱۴ یکشنبه ۲ مهر ۸۵

سلام

اول موضع خودم را در مورد آمریکا می گویم و بعد نظرم را در مورد خانم انصاری
سالها پیش برای ویزیت برادرم (دانشجوی دکترای بیو تکنولوژی )از کشور های همسایه برای اخذ ویزای آمریکا اقدام کردم علیرغم اپلکیشن های قوی و متفاوت نتوانستم به مقصودم برسم ، لذا برای چندمین بار از سیاست های وقیحانه آمریکا بیزار شدم .
اما خانم انصاری را ملامت نکرده و مورد نکوهش قرار نمی دهم ، در چه شرایطی ایران را ترک کرده است نمی دانم اما موقعیت فعلیش را مرهون تلاشیست که در آنجا کرده است ؛ ششصد میلیون دلار دارائی را در ششصد سال هم نمی توان در هیج جای دنیا کسب کرد . حال که رفته است بهتر نیست حمایت کنیم آنهم یک حمایت معنوی . او یک زن است با یک عالمه احساسات رقیق و شفاف . بقول آقای مهدخانی ما در ایران چقدر میلیاردر داریم آنها آنقدر وقیح ، خونخوار و استثمارگرند که دستشان نه تنها برای کمک به هموطنان به جیبشان نمی رود بلکه خودشان هم از خود دریغ می کنند ، مرسدس 300 میلیونی را در گوشه پارکینگ می خوابانند و با اتوبوس واحد ایاب و ذهاب می کنند ؛ آیا آنها عرضه چنین ولخرجی ها را دارند ؟ صد البته که نه .
قوه قضائیه را باید آنقدر حمایت کرد تا پوست کثیف شان را کنده و پس از
تعدیل ثروتشان مابقی را مثلاً وزارت دفاع ، انرژی اتمی و امثالهم براحتی هزینه کنند و ککشان هم نگزد آنوقت نه یک انصاری بلکه شمار قابل ملاحظه ای از فرزندان خلف ایرانی را به آسمانها می فرستیم .
پس در حال حاضر انصاری ها که پولشان را این چنین هزینه می کنند جای بسی تقدیر و امتنان است .

نوشته‌ی سینا در ساعت ۰۹:۴۴ یکشنبه ۲ مهر ۸۵

خدا به همرات

نوشته‌ی محسن در ساعت ۰۵:۲۰ یکشنبه ۲ مهر ۸۵

ببینید هر انسانی میتونه اون کاره ای بشه که دلش بخواهد چه بسا که کاری می خواهد بکند برای کشورش هم اهمیت داشته باشه. خانم انصاری در یکی از مجلات که با ایشان مصاحبه شد گفتند : من به خاطر میهنم به فضا نمیرم به خاطر تحقق بخشیدن به رویا های کودکی ام به فضا میروم . اما بحث زدن پرچم بر بازوی این است که ایشان چون (ایرانی & مقیم آمریکا ) هستند و ایران با آمریکا در مورد خیلی چیز ها رابطه ی خوشایندی ندارد ایشان نه میدانند کجایی هستند و نه کجا زندگی میکنند !!!؟؟؟؟ خانم انصاری سمبلی شد برای کسانی که عشق رفتن به خارج رو دارن !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته‌ی elham در ساعت ۱۵:۲۶ جمعه ۳۱ شهریور ۸۵

درود بر هر هموطن که برای اعتلای نام میهن قدم برداشت.
هموتنان مارا چه شده ؟
آیا ما همان مردمی نبودیم که بگفتهء فرنگیها ملتی باغرور و متحد بودیم . این اتحاد چقدر پوسیده شده که علی رغم اینکه جهانی اقدام علمی و بشر دوستانه خانم انصاری را می ستاید و این اقدام او را در تیتر اخبار های خود جای میدهد اقتصاد اول دنیا او را در راءس پولساز ترینها و اشتغالزاترینها قرار میدهد و ... آنوقت در جایی که در کالبد همهء ایرانیها در اثر این ابتکار غرور زبانه می کشد .مسیرهایی شروع به حرکت میکنند که این اقدام را به بدترین شکل ممکن ترور می کنند .مشکل فقط اینجا نیست در تمام زمینه ها ست چقدر با این حرفها هموتنانمان را رنجیده کردیم هموتنانی که جزو نخبگان ما بودند هر سال میلیاردها دلار (چه نقدی و چه مغزی) را با این حرفها از مام میهن اخراج کردیم چقدر ضرر به این سرزمین باارزش زدیم چقدر اقتصاد را با این حرفها فلج کریم با این حرفها جوانان را به طرف یاءس و فساد بردیم آقایان من از شما خواهش می کنم قبل از گفتن این حرفها به یاد سرزمین مادری و هموتنانتان بیافتید شما بعنوان روشنفکران جامعه می باشید خود را در قبال صحبتهایتان مسئول بدانید.
این سرزمینی که روی خاک مقدسش گام بر می داریم جزو 10 تمدن کهن جهان قرار دارد شما به 9 تمدن دیگر در امروز نگاه کنید و با این تمدن در امروز مقایسه کنید نگاه کنید ببینید آنان کجایند و ما کجا!!! یاد آن قصهء معروف کلیله و دمنه می افتم که آن داستانی که کبوترها با اتحاد یکدیگر دام صیاد را از روی زمین بلند کردند ولی درست جایی که داستان به خوبی تمام میشد یک عامل آخر داستان را به کثافت کشید آن عامل درست همان علت عقب افتادگی ماست (نفاق که نتیجهء حرفهایی است که هیچ وقت از لحاز اجتماعی سنجیده نمی شود که عامل آن حسد است که بهترین بندهء خدا را تبدیل به یک موجود ملعون کرد ) . چرا این ویروس بین ما پخش شده؟ چرا تحمل افکار پندار کردار وحتی دیدن روی همدیگر را نداریم؟ شمایی که بعنوان یک ایرانی افتخار میکنید چرا تحمل اینکه ببینید هموطنتان جزو قهرمانان بزرگ ایران زمین قرار می گیرد را ندارید.
و اما در اخر کلام باید بگویم هموتنان عزیز که داعیه افتخار به مام میهن را دارید در هر جای گیتی که میباشید افتخار شما قهرمانانی ایرانی هستند که از روز پیدایش ایران زمین در جهت رشد و اعتلا و دفاع از داشته های آن قدم برداشته اند می باشد.
قابل توجه آقای سیروس برزو : این مرز پر گوهر آنقدر ظرفیت دارد که تمام مردمش از روز پیدایشش تا آخر زمان را قهرمان شوند و نیک نمی باشد بجای اینکه به هموطن خود افتخار کنیم و او را هر چه بیشتر بستاییم راه را بر عکس برویم و در جهت خراب کردن او و اقدامش براییم.

نوشته‌ی کامیار کیانبخت در ساعت ۲۰:۲۲ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

این لینک را ببینید لطفا
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2006/08/060823_an-apace-anousheh.shtml

نوشته‌ی مهدیخانی در ساعت ۱۵:۴۴ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

و اما در مورد تصویر لطفا به این لینک در بی بی سی مراجعه کنید تا تصویر او را در حالی که پرچم ایران را بر بازوی راست دارد را به چشم ببینید.
http://www.anoushehansari.com

نوشته‌ی مهدیخانی در ساعت ۱۵:۴۳ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

اتفاقی مطالب نوشته شده در این جا را خواندم . با تمامی صحبت هایی که شد می خواستم یادآوری کنم که نباید از یاد برد که در کشور ما افراد میلیونر بسیاری وجود دارند که حتی ذره ای از نبوغ برای انجام کارهایی آینده دار مانند کاری که خانم انوشه انصاری در نظر دارد انجام دهد را ندارند. لذا تنها کافی است که بدانیم که ایشان با به راه اندازی این پروژه در جهت کارآفرینی در قرن بیست یکم چه گام بزرگی برداشته اند. همچنین نباید از یاد برد که بسیاری از ایرانیان گرامی هستند که در سرتاسر کشورهای دنیا زندگی می کنند اما تنها تعداد کمی از آنها به نسبت کل جمعیت افراد مقیم در خارج از ایران هستند که چنین خوش می درخشند .
امید است تا صاحبان ثروت در ایران هم ابتکار به خرج دهند و به دنبال کارهایی باشند از خود اثر ماندگار بر جای بگذارند.

نوشته‌ی مهدیخانی در ساعت ۱۵:۳۹ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

با نظر آقاي ناظمي كاملا موافق هستم و ديگر اين كه آيا خانم انوشه انصاري ايراني نيست ؟ و آيا نام ايران را در جهان مطرح نكرده است؟(آن هم به عنوان اولين فضا نورد توريست زن)
آيا او مسلمان نيست ؟ و دين خود را در جهان مطرح نكرده است ؟ آيا ثروتمند بودن عيب است ؟
خانم انوشه انصاري با همكاري خانواده اش و تلاش بسيار به جايي رسيده كه باعث سر بلندي خود و خانواده و كشور و دينش شده و آيا همين قدر براي يك انسان كافي نيست كه مطرح باشد؟
باعث تاسف است كه ما به عنوان يك انسان ، هم وطن و هم دين خود را چنين مورد مذمت و ... قرار دهيم پس بهتر است به خود برگرديم و اگر كاري از دستمان ساخته است در جهت سربلندي كشورمان انجام دهيم .

نوشته‌ی سودابه در ساعت ۱۴:۴۷ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

ارزوی سلامتی براشون دارم واقعن الان دارن تو فضا حااااااااااااااااااال میکنن

نوشته‌ی yekta در ساعت ۱۴:۴۵ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

arezoo mikonam daste por bargardan va salamat.vaghean alan daran too faza haaaal mikonan

نوشته‌ی yekta در ساعت ۱۴:۴۰ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۸۵

ببینید
هر کسی خوبی وبدی هایی دارد انوشه انصاری نیز خوبی هایی دارد ولی نه اینکه از او یک قهرمان بسازیم چون تابعیتش به کشور مهم نیست تابعیتش به دینش مهم است که آنچه را که عیان است چه حاجت به بیان است

نوشته‌ی متین در ساعت ۱۸:۴۱ سه شنبه ۲۸ شهریور ۸۵

دوست عزیز میتونی دقیق تر به پرچم ایران بر بازوی انوشه بنگری و ببینی این پرچم فقط 3 رنگ دارد و نشانی از ایران امروز و حتی دیروز نیست !!! این به نوبه خودش بسیار جالب و زیباست . پس او هم این را با نوعی اعتراض بیان کرده. موفق باشید.

نوشته‌ی Gharibeh در ساعت ۱۶:۱۳ سه شنبه ۲۸ شهریور ۸۵

با سلام ، جناب آقای برزو ضمن تشکر از روشنگری شما در مورد خانم انوشه انصاری ، همانطور که میدانید مردم ایران همیشه قهرمان ساز و قهرمان پرست بوده و هستند و این منحصر به خانم انصاری نمی شود.در مورد فوتبالیست های بعضا بی سواد و بی فرهنگ کشورمان نیز همینطور بود ، خواننده ها و هنر پیشه ها نیز همیطور و ... و ... و ... ! کافیست فقط یکی را در تلویزیون ( بویژه آنطرف آب ) ببینند ، بیا و تماشا کن !

نوشته‌ی مجید در ساعت ۱۴:۵۴ سه شنبه ۲۸ شهریور ۸۵

متاسفانه در كشور ما كسي براي نخبگانش ارزشي قايل نيست. باعث تاسف است كه آقاي برزو اين چنين به كسي تاخته است كه به صراحت همه جا خود را ايراني خوانده است. براي فهم آن به وبلاگش نگاه كنيد. مقايسه كنيد با فرانسه يا آمريكا كه ناپلئون بنابارت در حد قهرماني در كنار هوگو ستايش مي شود. مگر ميليونر بودن عيب است؟؟ آيا پولدار بودن موفقيت نيست؟ (من بشخصه هيچ ارزشي براي پول قائل نيستم البته). در ضمن از كي آقاي برزو ار دانشمندان و اساتيد بوده اند؟؟ ايشان در نهايت يك روزنامه نگار در حوزه فضاست. عنوان آثار ايشان خود گوياست. اگر ايشان قرار بود برود چه مي شد؟ خوب مثل سابق سفرنامه اي مي نوشت؟ بعد ايشان دانشمند بود و انوشه توريست؟ نظر ايشان بسيار غيركارشناسانه و خلاف اخلاق روزنامه نگاري بود.

نوشته‌ی آرش در ساعت ۰۳:۳۳ سه شنبه ۲۸ شهریور ۸۵

سلام
جناب سيروس برزو:
لطفآ سلام گرم و دوستانه بنده را پذيرا باشيد.
دست و بازوي فداكار و قلم دلسوزتان را ارج مينهم و همچون شما آرزوي فهم و شعور براي مدعياني دارم كه دانسته و ندانسته بزرگ مردان و شير زنان اين مرز و بوم را فراموش كردند و به طرز خجالت آوري به ثناي ميليونري همت گماشته اند كه هيچ ندارد جز پول!
با تشكر

نوشته‌ی tvchn در ساعت ۲۱:۳۸ دوشنبه ۲۷ شهریور ۸۵

جالبه واقعا جالبه اینقدر از علم حمایت میشه.

نوشته‌ی pooya در ساعت ۰۰:۲۵ جمعه ۲۴ شهریور ۸۵

http://robo.wordpress.com/2006/09/14/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ba%db%8c%d8%a8-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af/

همانطور که در تصویر فوق مشاهده می‌فرمائید بازوی راست خانم انوشه انصاری ایرانی است ولی از نوع ناشناسش! چون پرچم ایران زمان پهلوی “الله اکبر” نداشت ولی شیروخورشید داشت. الان هم که شیروخورشید ندارد، “الله اکبر” و “لا اله الاالله” دارد. حالا پرچم مطبوع ایشون “الله اکبر” دارد ولی بقیه رو ندارد. نتیجه میگیریم؛ پرچمی که خانم انصاری به بازوی راست (در مقابل بازوی چپ آمریکایی) زده‌اند، نه امروزی است و نه دیروزی…

نوشته‌ی وبلاگ روبو در ساعت ۲۱:۳۰ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۸۵

قزويني عزيز چه كردي با من با گذاشتن عكس برزو در سايت خود . در ذهن من هنوز جوان بود و با چهره خندان . اين را كه بنويسم بايد بروم در وبلاگم در باره برزو بنويسم تا همه بدانند او كيست و چرا حق دارد قضاوت كند . حتي اگر قضاوتش را دوست نداشته باشيم.

نوشته‌ی محمد آقازاده در ساعت ۱۲:۲۴ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۸۵

بانظر آقای برزو کاملا موافقم.
دلیلی برای دفاع از این خانم نمیبینم.چه بسیار از ایرانیانی که برای کشورشان کارهای بزرگی کردند که حتی نامی از ایشان برده نشده.چه دلیلی دارد از کسی که هیچ حسی به کشورش ندارد دفاع کنیم.

نوشته‌ی hell boy در ساعت ۰۲:۲۶ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۸۵

در پاسخ به دوست عزیزم آقای سامان باید عرض کنم که من عمل گذشته آن جوان را تحسین نکردم بلکه پایمردی و تلاش وی برای اصلاح راه و رسیدن به مقصود از روش درست را ستودم. در مورد بخل هم باید عرض کنم که سن و شرایط سلامتی من ( که اتفاقا تحمل مشکلات در عشق به فضانوردی باعث بر هم خوردن آن شده) اجازه سفر به فضا را نمی دهد. لازم به ذکر است که نخستین خبر های جامع و تصاویر واضح و زیبا از خانم انصاری را من از طریق خبرگزاری ایسنا برای هموطنانم فرستادم لذا غرض ورزی نداشته و ندارم و اصولا در شرایط سنی یی نیستم که چنین اندیشه ای در مخیله من بوجود آید.
در پاسخ به عزیزی هم که نوشته اند« این کار درستی نیست ، که اگر کسی شما رو اونقدر آدم حساب نکرده که با شما مصاحبه داشته باشه ، اینطور از روی عقده اون شخص رو نقد کنین » باید عرض کنم من مصاحبه با ایشان را جهت اطلاع رسانی به هموطنانم می خواستم تا لبخندی از نشاط را بر روی لب آنان بنشانم و گرنه اگر به کارنامه من مراجعه کنید خواهید دید حداقل با 30 نفر از برجسته ترین فضانوردان روسی و آمریکایی مصاحبه کرده ام .
در مورد این که نوشته اید « محض اطلاع ، خانم انصاری فقط یک " توریست " فضانورد نیست و سفر ایشون خیلی بیشتر از این ها ارزش و اعتبار داره . ایشون از پشتیبانای طرح ایستگاه فضایی ... هستن» هم باید عرض کنم که من تا به حال در هیچ منبعی نام ایشان را به عنوان پشتیبان طرح ایستگاه فضایی ندیده ام . خوشحال می شوم اولا در این مورد شما توضیحی ارائه بفرمایید و در ثانی بنده را توجیه کنید که ارزش سفر ایشان به چه دلیل بیشتر چند گردشگر قبلی است و این ارزش و اعتباری که نوشته اید در کجای سفر ایشان است.

نوشته‌ی سیروس برزو در ساعت ۲۱:۱۸ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵

به نظر من این نوشته از روی بخل و حسد نوشته شده. این که جوان جویای نامی که برای خودش افتخار جعلی می تراشد را بر اولین فضانورد ایرانی که اتفاقاً تاکنون خدمات زیادی هم به این رشته کرده است ترجیح بدهید صرفاً به خاطر این که با شما مصاحبه نکرده و اینگونه در باره او بی انصافی کنید (نشان به آن نشان که در همین کامنت ها آدرس عکس هایی که او به ایران ارادت نشان داده است موجود است) تنها از روی غرض ورزی شخصی است نه چیز دیگر.

نوشته‌ی سامان در ساعت ۱۸:۳۴ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵

من بايد خدمت دوستان و خوانندگان گرامي عرض كنم كه آقاي سيروس برزو از اساتيد و دانشمندان به نام كشورمان هستند. در دوراني كه منابع اطلاعاتي فقط كتاب و مجله بود ايشان با هزينه بعضاً شخصي مجله اي با نام مرزهاي بيكران فضا منتشر مينمودند.
خواهش مي‌كنم ضمن حفظ احترام افراد مخصوصاً پيشكسوتان عزيز و رنج ديده‌اي مثل ايشان، و در فضاي بازي كه دوست خوبم علي قزويني پديد آورده پاسخهاي منطقي خود را در قبول و يا رد نظر آقاي برزو اعلام فرماييد.
آقاي برزو با خانم انوشه انصاري مشكلي شخصي ندارند و نگراني ايشان از سر دلسوزي و نگراني است.
باز هم تمنا مي‌كنم ادب و احترام را رعايت كنيد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علی اکبر قزوینی: این دقیقاً خواسته‌ای است که من هم دارم و امیدوارم امکانِ نشر دیدگاه‌های متضاد محملی برای توهین به شخصیت افراد نباشد.

نوشته‌ی شهرام يزدان‌پناه در ساعت ۱۷:۵۲ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵

دوستان به اصطلاح گرامی

به نظر بنده ی نه چندان حقیر ، این کار درستی نیست ، که اگر کسی شما رو اونقدر آدم حساب نکرده که با شما مصاحبه داشته باشه ، اینطور از روی عقده اون شخص رو نقد کنین . محض اطلاع ، خانم انصاری فقط یک " توریست " فضانورد نیست و سفر ایشون خیلی بیشتر از این ها ارزش و اعتبار داره . ایشون از پشتیبانای طرح ایستگاه فضایی و شرکت های خصوصی مربوط به علوم هوا فضا هستن .

انصافا بده آدم به خاطر یه عقده ی ته دل ، چند تا اراجیف به هم ببنده ، تا به هیچ برسه و خودشه مضحکه عالم کنه .
جوابی هم هست ، همینجا درج کنید.

نوشته‌ی None of anyones business در ساعت ۱۵:۰۹ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵

1) با احترام فراوان خدمت استاد ارجمندم جناب برزو نمی توانم نظر ایشان را بپذیرم و بخشی از دلایل من همان دلایلی است که آقای یزدانپناه در قالب مقاله ای برای شما ارسال کرده اند فقط در مورد نکته ای در خصوص دروغ پردازی ما در خصوص پرچم بازوی او به این 2 تصویر که از سایت آژانس فضایی ایران برداشته شده توجه کنید
http://isa.ir/images/spcial/a8.jpg
همینطور به لوگو و نشان ماموریت انوشه که هم روی سایت شخصی او www.anoushehansari.com ثبت شده و هم در تمام عکسها روی پیراهنش است دقت کنید که علاوه بر دو پرچم ایران و آمریکا نقشه سرزمینمان ایران در این نشان پر رنگ تر از تمام خشکیهای زمین چاپ شده است
من برای کار ایشان احترام فراوانی قایلم و ایمان دارم چنین فعالیتهایی در شرایط امروز ما نشانه ای از آن چیزی است که آن را یک ملت می نامیم .
در فرصتی دیگر مفصل خواهم نوشت اما برای انانکه به علاقه او شک دارند گزارشهای منابعی چون NY Times ، ABC NEWS ، CBS NEWS و غیره را معرفی می کنم که صراحتا در آن به علاقه خود و احترامش به ایران و تلاش برای نشان دادن چهره ای مناسب از ایرانیان اشاره می کند ( در حالیکه هیچ دلیلی برای این کار نداشت) و برای دیدن فشارهایی که بر اوست بد نیست به سایت NASA Watch که یک سازمان غیر دولتی نظارت بر ناسا است سری بزنید
سفرش بی خطر باد

نوشته‌ی پوریا ناظمی در ساعت ۱۳:۱۹ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵

با تمام احترامي كه براي آقاي برزو قائل هستم با اين نظر ايشان مخالفم.
به نظر شما آيا بد است در شرايط پيش آمده ما از فرصت استفاده كنيم و اطلاعاتي به جوانان و علاقه‌مندان بدهيم. آيا بد است خصلت خانم انصاري در اهداء پول به فعاليتهاي علمي ترويج شود؟ آيا بد است انگيزه‌اي براي خانمهاي ايراني ايجاد شود؟
من متن مفصلي كه در پاسخ به آقاي برزو نوشته‌ام را براي شما ارسال مي‌كنم. تمنا دارم با نشر آن موافقت فرماييد.
در پايان يادآوري مي‌كنم كه آقاي برزو حق استادي بر گردن من دارند و اين اعلام مخالفت را چموشي شاگردي ناآرام قلمداد فرماييد

نوشته‌ی شهرام يزدان‌پناه در ساعت ۰۹:۱۰ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵

یک عکس دیگه
http://www.eggdisk.com/public/view/1509

نوشته‌ی reza در ساعت ۰۶:۵۰ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۸۵

نظر شما چيست؟





مرا به خاطر داشته باش


  • لطفاً کوتاه و مرتبط با موضوع یادداشت بنویسید.

  • موارد شخصی را با ای‌میل بفرستید.

  • نظر شما پس از ثبت بازیبنی و بعداً منتشر خواهد شد.

  • انتشار نظرات لزوماً به معنای موافق بودن با آنها نیست.

  • می‌توانید از تگ‌های HTML استفاده کنید.


  •