ایران‌دُخت، مجله جدید قوچانی و گروهش

۲۰ بهمن ۱۳۸۷

محمد قوچانی که روزگاری بر مصدر روزنامه موفق «شرق» بود، این روزها به «ایران‌دخت» پناه آورده و البته در سرمقاله نخستین شماره این مجله توضح داده که: «ما کجا؟ ایران‌دخت کجا؟»

نخستین شماره ایران‌دخت، در یک نگاه سرسری، جلد بی‌حوصله‌ای دارد. لوگویی برای آن طراحی نشده و تنها با فونت معمولی میترا نام مجله درج شده است. نوع جلدش هم کاملا یادآور «شهروند امروز» است. طوری که یکی از آشنایان من که اهل خواندن شهروند نبود، وقتی این مجله را دید، گفت که این مجله را همان شهروند امروزی‌ها در می‌آورند؟

تیتر اصلی روی جلد هم یک اشتباه نگارشی دارد: «گفت‌وگو با بازیگر یوزارسیف» که قاعدتا باید باشد: «گفت‌وگو با بازیگر نقش یوزارسیف». از یک اشتباه تایپی روی جلد (پایین جلد که «هفته‌نامه» شده «هفته‌نلمه») و البته کادر مشکی داخلی جلد (که به اصطلاح Overprint شده و صرفا از مشکی تک‌رنگ (K=100) برای آن استفاده شده و بنابراین آن‌چه زیر آن است، پیداست)، می‌گذریم و به داخل مجله می‌رویم.

برخلاف جلد، که در نخستین نگاه ناامیدکننده است، طراحی داخلی مجله باز هم همان چیزی است که از قوچانی و گروهش انتظار می‌رود. یونیفورمی نوآورانه و زیبا (هرچند دشوار برای مسئولان صفحات) و استفاده خوب از رنگ‌ها. مطالب هم، مطالبی خواندنی است. در یک تورق کوتاه، مجله ارزشمندی به نظر می‌رسد که اگر گستره مخاطبانش را در نظر بگیریم (که همان مخاطبان همیشگی قوچانی و گروهش نیستند و نباید هم باشند) مجله‌ای آینده‌دار و موفق به نظر می‌رسد.

یک نکته را هم درباره صفحات عکس‌ها بگویم. این بخش هم میراث‌دار دو صفحه عکس شهروند امروز است که اینجا به چهار صفحه افزایش پیدا کرده و عکس‌هایی جالب‌تر مثل یک گربه را هم می‌توان در میان آنها دید. اما اشکالی که مشاهده می‌شود، این است که همه عکس‌ها تقریبا هم‌اندازه کار می‌شوند که از دیدگاه صفحه‌آرایی، نادرست است. بهتر است در هر صفحه (یا هر دو صفحه) یک عکس وزن بیشتری پیدا کند (بزرگ‌تر کار شود) و باقی عکس‌ها هم بسته به مورد در کادرهای نسبتا هم‌اندازه یا متفاوت کار شوند تا هم جذابیت بصری صفحات بیشتر شود و هم این‌که این صفحات، بیشتر با مخاطب حرف بزنند.

یک نکته انتهایی را هم بگویم. در این یادداشت، من مرتب از «قوچانی و گروهش» نام بردم. به نظر من، قوچانی ایده‌های خوبی در زمینه روزنامه‌نگاری دارد. اما بهترین ایده‌ها هم اگر اجرا نشوند، اثری نخواهند داشت. در کار روزنامه‌نگاری به‌ویژه از نوع روزنامه و هفته‌نامه که کار بسیار فشرده است، اگر سردبیر بازوهای اجرایی کارآمد نداشته باشد، نمی‌تواند نشریه را در حد انتظارش درآورد. اگر قوچانی موفق است، به نظر من به این خاطر است که توانسته افراد کاربلدی را در گروهش جمع کند.

و آخرین نکته. در شناسنامه مجله، پیش از نام محمد قوچانی نوشته شده: «زیر نظر:» آیا قوچانی نمی‌خواهد خودش را «سردبیر» ایران‌دخت بداند؟ و این «زیر نظر» دقیقا به چه معناست؟

یک دیدگاه »

  1. ممنون
    مجله نظرکرده ی ایران دخت!

دیدگاه خود را بیان کنید.