دیگر کافه تیتر بی کافه تیتر
۱۶ تیر ۱۳۸۶با اینکه انتظارش را داری اما باز هم غیرمنتظره است. ساعت ۱۱:۰۶ صدای زنگ اساماس موبایل میآید. وارد Inbox میشوم. نام Bita Salehi را کنار عکس یک پاکت نامه که ستاره کوچولویی کنار آن است به معنای پیام جدید، میبینم. هر فکری میکنم جز…
cafe polomp shod
لحظاتی بهتزده بر جا میمانم. دست آخر دکمه Reply را فشار میدهم. نمیدانم چه باید نوشت…
Belakhareh kaare khodeshuno kardan…
اولین جمله نوشته میشود. بنویسم متاسفم، بنویسم همدردم، بنویسم،… آخر چه میشود نوشت؟
Vaghean nemidunam chi bayad goft…
اساماس Send میشود برای بیتا.
ساعتی بعد از مسیر انقلاب به سمت شرق میگذرم. در تاکسی نشستهام. تاکسی به خیابان صبای جنوبی که نزدیک میشود، دلم هری میریزد پایین. یک لحظه تصمیم میگیرم پیاده شوم و بروم سمت کافه. کافه پلمبشده را اما اگر ببینم حالم خرابتر خواهد شد…
میدانم چه باید بنویسم؛ اما نمینویسم. چون میدانم که دیگر مودبانه و محترمانه نخواهد بود.
خداحافظ کافه تیتر…

