سیروس برزو: فقط مراقب باشید از «انوشه انصاری» قهرمان ساخته نشود
۲۲ شهریور ۱۳۸۵
سیروس برزو در کنار الکساندر پاولویچ الکساندروف (+) (فضانورد قدیمی روس)
دیشب ایمیلی از آقای «سیروس برزو» درباره سفر قریبالوقوع خانم «انوشه انصاری» به فضا و ایستگاه فضایی بینالمللی دریافت کردم که نظر به اهمیت دیدگاه مطرحشده در آن، و با توجه به اینکه آن دیدگاه اعتبار خود را از سیروس برزو (که عمری در زمینه فضا قلم زده و با فضانوردانِ بسیاری نشست و برخاست داشته است) میگرفت، بیدرنگ متن آن را در این وبلاگ منتشر کردم. اما این کار برخی دلخوریها و گلایهها را موجب شد. گلایهی اول از آنِ دوستان گرامی شهرام یزدانپناه و پوریا ناظمی بود که انتقاد آقای برزو بیش از همه متوجه آنها بود؛ که با نشر نظر آنها در این پست امیدوارم دلخوریِ پیشآمده برطرف شده باشد. در عین حال، به محض انتشار ایمیل آقای برزو در این وبلاگ، برای ایشان ایمیلی فرستادم و موضوع را به اطلاعشان رساندم (تا اگر احیاناً موافق ِ انتشار آن نیستند آن را بردارم). امشب از ایشان ایمیلی دریافت کردم که در آن، مثل همیشه با لطف، نظرشان (و حتی گلایهشان) را مطرح کردهاند و درباره موضعگیری خود بر سفر خانم انصاری و تجلیل از او در داخل ایران، نکاتی را نگاشتهاند که فکر میکنم روشنکنندهی همهی ابهامات قبلی است. متن کامل ایمیل آقای برزو را در ادامه، و دیدگاه من را درباره مجموعه این قضایا در دنبالهی آن، بخوانید.
متن ایمیل آقای سیروس برزو:
دوست گرامی جناب آقای قزوینی
با سلام
در مرحله اول از شما گلایه دارم که بدون پرسش از من و دیگر دوستان ، نامه ام را منتشر کردید. با شناختی که از شما دارم این کارتان مرا متعجب کرد. در عین حال خوشحالم که با این کار نشان دادید که روزنامه نگاری را بخوبی آموخته اید.
به هر حال من اولا از ابراز عقیده ام ترس ندارم و انتشار آن از نظر من اشکالی ندارد اما چون نام عزیزانی دیگر در میان بوده بجا بود از آنها اجازه می گرفتید.
ممنون خواهم شد اگر متن این نامه را هم در صفحه تبادل نظر ها در مورد پرواز خانم انصاری درج فرمایید:
دوستان عزیزم آقایان ناظمی و یزدانپناه
در مرحله اول از محبت های شما جوانان فرهیخته سرزمین پرافتخار ایران سپاسگزارم. وجود جوانانی همچون شما مرا به آینده درخشان این مرز پر گهر که در طول تاریخ با افتخار خود همواره هدف تهاجم های گوناگون بوده بیش از پیش امیدوار می کند. من به پاک گوهرانی چون شما که با دشواری های فراوان مردانه قد برفراشته اید تا نگذارید پرچم دانش در این سرزمین بر خاک نیفتد افتخار می کنم ، چه آنان که فاش عمل می کنند و چه آنان که در ورای پرده گمنامی گام های مردانه بر می دارند.
مطمئن هستم شما هم قبول دارید که کسی دیگری بیشتر از من که ۴۰ سال از عمر خود را در میان کتاب و عکس و نشریه های فضایی گذرانده و برایش سفر یک ایرانی به فضا آرزوی همیشگی بوده ، از چنین پروازی خوشحال شود. اما به شرطی که شرایط علمی لازم وجود داشته باشد.
در مورد مطالبی که پژوهشگر ارزنده آقای ناظمی پیرامون ابراز علاقمندی خانم انصاری به ایران و ایرانیان نوشته اند حقیقتا من بی اطلاع هستم اگر چنین باشد، بخشی از سخنانم را پس می گیرم . آنچه در این چند ماه من خود ناظر آن بودم نشانگر آن بود که خانم انصاری به هیچ وجه مایل به روبرو شدن با یک خبرنگار ایرانی نیست. طبیعتا این نکته مرا ناراحت کرد. بالاخره بعد از مدت ها تلاش و واسطه تراشی ایشان ملاقات و مصاحبه را مشروط به قبول مطلب از سوی مدیر آمریکایی برنامه خود نمود. به هر حال با توجه به این که منابع مورد مطالعه من بیشتر روسی هستند و آنها در مورد ابراز علاقه ایشان به ایران چیزی ننوشته اند ، این بدبینی در من بوجود آمده که در صورت صحیح نبودن نظر، اشتباهم را می پذیرم
اما در مورد پرچم همانگونه که در نامه قبلی نوشته بودم و عکس ضمیمه ( به نقل از سایت ناسا) نشان می دهد ایشان زیر پرچم آمریکا و دقیقا در همان موضعی که فضانورد آمریکایی قرار دارد عکس گرفته اند و روی لباس ایشان هم هیچ اثری از پرچم ایران نیست. البته در نشان مخصوص وی پرچم ایران بدون علامت ملی وجود دارد.
در مورد کلمه « دروغ پردازی» بنده در نامه ام نام کسی را نبرده بودم و اصلا اطلاع هم نداشتم که آقای ناظمی چنین صحبتی کرده اند. یکی از دوستان از ایران به من نوشته بود که در اینجا در روزنامه ها نوشته اند روی آستین لباس فضایی ایشان، یک طرف پرچم ایران است و یک طرف پرچم آمریکا. لباس مورد اشاره لباس تمرین است و نه لباس ویژه سفر به فضا.
اما باور این که کار ایشان می تواند مبارزه ای باشد بر علیه سیاه نمایی های آمریکا و دیگر کشور های تابع او برایم قابل قبول نیست. چطور سفر یک تبعه آمریکا که در ۱۶ سالگی ایران را ترک گفته و اینک هم با پرداخت ۲۰ میلیون دلار به سفر تفریحی می رود می تواند نظر آمریکایی ها را نسبت به ایرانیان عوض کند. با چنین مبلغی چند رصدخانه دانش آموزی در ایران می شود ساخت؟ چند دانشجوی ایرانی را می توان تامین نمود تا در دانشگاه های برجسته دنیا اخترشناسی بخوانند؟ با این پول چه تحول عظیمی را می توان در انجمن آماتوری نجوم بوجود آورد؟ اسپانسر چند شماره از مجله نجوم شد که با خون جگر خوردن چند عاشق منتشر می شود؟ ناظمی عزیز احترام را باید به دانشمند ارزنده ای چون دکتر منصوری گذاشت که مردانه ایستاده و نگذاشته چراغ این یگانه منبع ترویج اخترشناسی در سرزمین ابوریحان ها و خیام ها و خوارزمی ها خاموش شود. او نشانه چیزی است که ما آنرا یک ملت می نامیم نه میلیونری که برای تفریح به فضا می رود.
و اما در پاسخ عزیز دیگر آقای یزدانپناه باید عرض کنم چه کسی مخالف است که شما اطلاعاتی به جوانان و علاقهمندان بدهید؟ به شرط آن که این اطلاعات از یک سو باعث توهم و از سوی دیگر باعث سرخوردگی و نا امیدی آنان نشود. مطرح کردن خانم انصاری به عنوان یک میلیونر ساکن آمریکا مثل شاتلورث ساکن آفریقای جنوبی هیچ اشکالی ندارد. اما قهرمانسازی نشود. شما به خوبی می دانید که ساکنان آمریکا بجز سرخپوستان ، همگی مهاجرند و در معرفی آنها در بیشتر موارد می توان گفت آمریکایی … نژاد ( انگلیسی نژاد، آلمانی نژاد و غیره ) گروهی هم ایرانی نژاد هستند. اما به هر حال آنها آمریکایی اند. پس نباید زیاد روی نژادشان مانور داد بلکه امتیاز های دیگری همچون سطح علمی، ارزش اجتماعی ، جایگاه هنری و امثال آن پارامتر هایی است که برای مردم بویژه جوانان ما می تواند الگو باشد و نه میلیونر شدن آنها. مگر در مملکت خود ما کم هستند کسانی که با روش های مختلف یک شبه ره صد ساله را رفتند و میلیاردر شدند. در روسیه ظرف دو – سه سال بعد از فروپاشی شوروی افرادی توانستند میلیارد ها دلار به دست آورند. ثروت الزاما نه مایه افتخار است و نه ننگ. چگونه خرج کردن آن می تواند سرفرازی بیاورد.
من خانم انصاری به خاطر دادن جایزه ده میلیون دلاری « انصاری ایکس» تحسین می کنم اما این سفر در شرایطی که بسیاری از مستعد ترین جوانان ایرانی با ۲۰ میلیون دلار می توانستند به دانشگاه های معتبر دنیا راه یابند و استعداد هایشان پژمرده نشود نمی تواند چیز احترام بر انگیزی باشد.
یزدانپناه عزیز نوشته ای « آیا بد است خصلت خانم انصاری در اهداء پول به فعالیتهای علمی ترویج شود؟ آیا بد است انگیزهای برای خانمهای ایرانی ایجاد شود؟» چه کسی مخالف است که ایشان چنین کاری کند ؟ پرداخت ۲۰ میلیون دلار برای یک سفر تفریحی ۱۰ روزه اهدای پول است برای ترویج علم؟ البته از یک زاویه من حرف شما را قبول دارم و مایه خوشحالی من است و آن این که بخشی از پول پرداختی خانم انصاری صرف توسعه صنعت فضانوردی می شود و کمکی است به سازمان فضایی روسیه اما به نظر من چراغی که به خانه رواست ( حتی ) به مسجد حرام است.
نکته دوم ، عمل ایشان برای سفر به فضا چه انگیزه ای برای خانم های ایرانی می تواند بشود؟
به هر حال من برای خانم انصاری آرزوی سفری خوش دارم و امیدوارم از آن بالا به سرزمین آبا و اجدادی خود با مهر نگاهی بیندازند و در بازگشت به آمریکا از حق مسلم ملت بزرگ این مرز پرگهر که نامش در تاریخ تمدن و هنر می درخشد دفاع کند.
با احترام
سیروس برزو
مسکو
چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۵
***
و اما چند نکته درباره سیروس برزو، انوشه انصاری و چند چیز دیگر:
۱/ این روزها شرق در توقیف است، توقیف بهخاطر اطلاعرسانی، آن هم تازه اطلاعرسانیای که میدانیم کامل نبود. این روزها همه دم از جریان آزاد اطلاعات میزنند. همه از خط قرمزها نالاناند. اما به پایش که برسد، هر کسی میخواهد خط قرمزهای خودش را وضع کند. میخواهد جلوی جریان آزاد اطلاعات را بگیرد. بگذاریم مردم بدانند. مطمئن باشیم اگر اطلاعات درست، اگر دادههای کامل، اگر بستهی کامل خبری را به آنها بدهیم، خودشان تصمیم خواهند گرفت. مردم میفهمند. و مطمئن باشیم که بهترین تصمیم را خواهند گرفت. حداقل در مورد خبرها/اطلاعات کمضررتر که میشود از این ریسکها و امتحانها کرد. یک بار دیگر هم نوشتم، دیگر دورانِ «به من [رسانه] اعتماد کن» گذشته است، الان زمانِ «به من [مخاطب] نشان بده» است. در این زمینه، خوشحالم که همه طرفهای مربوط به خبر مورد بحث با سعه صدر با قضیه برخورد کردند.
۲/ سیروس برزو کم آدمی نیست، آدم ِ کمی نیست. این را هم من میدانم، هم شهرام یزدانپناه، هم پوریا ناظمی و هم همه آنهایی که با نام او و کارهای او آشنا بوده و هستند. سالهای سال است که دارد در زمینه علم و فضا مینویسد و اگر همهی ما الان که میگویند «فضا» احساس علاقه میکنیم که رویدادهای آن را دنبال کنیم، بخش عمدهاش به خاطر تلاش همهی سالهای سیروس برزو است. میتوانم با اطمینان بگویم که: سیروس برزو «گوگول»ای است که همهی ما از زیر «شنل» او بیرون آمدهایم. سیروس برزو همان کسی است که با عشق و علاقه و با پیگیری مستمر، ایده ارسال نخستین اشیاء ایرانی به فضا و ترتیب دادن نخستین نمایشگاه هنری در فضا با کارهای استاد محمود فرشچیان را در اردیبهشت ماه امسال عملی کرد و این اشیاء هنوز در ایستگاه فضایی بینالمللی هستند. (عکس زیر را ببینید. ضمناً شرح ارسال این اشیاء به فضا را به قلم شیوا و خواندنی ِ خودِ آقای برزو، در اینجا بخوانید). این سیروس برزویی که رفیق گرمابه و گلستان بسیاری از فضانوردان مطرح دنیا بوده و هست، آدمی نیست که بهخاطر اینکه مثلاً انوشه انصاری وقت مصاحبه به او نداده احساس حسادت کند.

پاول وینوگرادوف (فرمانده ایستگاه فضایی بینالمللی) کتاب «نخستینهای فضانوردی» سیروس برزو را در وضعیت بیجاذبهی داخل ایستگاه نمایش میدهد
۳/ انوشه انصاری متولد ایران بوده درست، فارسی حرف میزند درست، علاقهمند به موطناش است درست. اما واقعاً ایران برای رساندن او به این مرحله چه کرده که حالا بخواهد افتخار او را به نام خودش تمام کند؟ اشتباه نشود، همهی ما مسلماً خوشحالیم که یک زن ایرانیالاصل جزو اولین گردشگرهای فضایی است، اما بهتر است جوّگیر نشویم. با نگاه به جایگاه او باد به غبغب نیندازیم که حالا ما در عرصه فضا فلان جایگاه و بهمان افتخار را داریم. افتخار این سفر بیشک متعلق به آمریکایی است که امکان رسیدن او به این مرحله را فراهم کرده است.
۴/ اگر قرار باشد بین سیروس برزو و انوشه انصاری یک نفر را به عنوان قهرمان انتخاب کنیم، کدام را باید برگزینیم؟ پاسخ این سؤال شاید آنقدر واضح است که نیازی به بازگفتن ندارد. اما اصلاً چرا گسترهی انتخاب ما باید آنقدر تنگ و محدود باشد که فقط افرادِ معدودی در آن جا بگیرند؟ چرا نباید هم به سیروس برزو افتخار کنیم و از او تجلیل، و هم به اینکه به هر حال انوشه انصاری یک ایرانیالاصل است افتخار؟ ما در تیمها و جناحها و جبهههای مختلف نیستیم. سرزمین علم، دسته بندی و باندبازی نباید داشته باشد. سیروس برزو و انوشه انصاری و علی اکبر قزوینی و شهرام یزدانپناه و پوریا ناظمی و…، همه در یک طرف زمین هستند. حریفی برای شکست دادن نیست. هر آنچه هست، رفتن به جلو است، پیشرفتِ علم.
***
مرتبط:
» بحثهای داغ درباره انوشه انصاری
» سیروس برزو: تبلیغ برای «انوشه انصاری» را نبلیغ برای ایران نمیدانم
در همین زمینه:
» ادامه بحث داغ درباره انوشه انصاری، مریم مهتدی
» ما بهترین در دنیا هستیم، مریم مهتدی


سلام.شما آدرس ایمیل جناب سیروس برزو را دارید؟ می شود برای من هم آنرا ایمیل کنید؟؟؟
با سپاس