سیروس برزو: تبلیغ برای «انوشه انصاری» را تبلیغ برای ایران نمیدانم
۲۲ شهریور ۱۳۸۵
انوشه انصاری (نخستین ایرانیالاصلی که تا ۴ روز دیگر راهی فضا میشود)
(عکس از: www.anoushehansari.com)
چند ساعت پیش ایمیلی از آقای سیروس برزو (از مسکو) به دستم رسید که متن آن را بیهیچ کموکاستی، و بیداوری، اینجا میگذارم. فقط قبل از آن توصیه میکنم اگر نام سیروس برزو برایتان ناآشنا است، دو تا لینک زیر را ببینید:
* گفتوگوی من با سیروس برزو، چاپشده در شرق، ۲۴ مهر ۱۳۸۴
* مطلب من درباره مجله «مرزهای بیکران فضا» (که سیروس برزو منتشر میکرد)، چاپشده در شرق، ۲۲ شهریور ۱۳۸۴
و اما متن ایمیل آقای برزو:
دوست گرامی
با سلامی گرم.
در سایت دانش فضایی خواندم که « ماهنامه نجوم در ادامه سمینارهای عمومی خود روز پنجشنبه ۳۰ شهریور و ۴ روز پس از آغاز سفر انوشه انصاری، سمیناری عمومی با موضوع “سفر نخستین فضانورد ایرانی” در فرهنگسرای هنر (ارسباران ) تهران برگزار میکند.»
از خواندن این مطلب تجلیل بی موردی که شما دوستان عزیز به خانم انصاری به خرج می دهند بسیار متاسف شدم. من چند روز قبل در مورد ایشان طی نامه ای به آقای یزدانپناه نوشتم:
« در مورد خانم انصاری می خواهم مقدمه ای بگویم. امکانات من برای اینگونه ملاقات ها از سفارت هم بیشتر است. بطور مثال سال ها پیش، با یک هماهنگی ساده، دوربین تلویزیون ایران را به شهرک فضانوردان بردم و موسابایف بیش از دو ساعت ، زیر و زبر ایستگاه فضایی میر را تشریح کرد ضمن آن که یکی از حساس ترین مرحله های آموزش و تمرین او را فیلمبرداری کردیم. به دلیل روابط خصوصی با دانشمندان و فضانوردان ، در این سال ها من در صحنه هایی حضور داشته ام که در مواردی، هیچ فرد خارجی ناظر آنها نبوده است. با تمام این امکانات نتوانستم ملاقات حضوری با خانم انصاری داشته باشم. آن مقدمه را گفتم که بدانید دلیل این عدم ملاقات، عوامل روسیه نبودند. بلکه برعکس دوستان من در سازمان فضایی روسیه تلاش زیادی کردند تا هر طور شده چنین ملاقاتی صورت بگیرد اما انصاری حاضر نشد. متاسفانه احساس کمبود قهرمان و خود کم بینی بعضی ها را طوری جو گیر کرده که حتی حاضرند مجسمه خواننده لس آنجلسی ( اسمش را به یاد نمی آورم ) که ترانه مبتذلش امروز در جهان معروف شده را در یکی از میدان های تهران نصب کنند! چه رسد به خانم انصاری. دوست گرامی اگر قرار باشد ما به آنانی که بنا بر مصالحی از ایران دور شده اند و زیر پرچم بیگانگان قرار گرفته اند ( نه در حد خیانت بلکه به عنوان تبعه) رو بیاوریم و از آنها تجلیل کنیم، به نظر من باید برای بسیاری از دانشمندانی ارج بگذاریم که امروزه در گوشه گوشه جهان، استوانه های علمی دنیای معاصرند. بزرگ کردن یک میلیونر که تنها ویژگیش برای سفر به فضا پرداخت ۲۰ میلیون دلار است ، حتی اگر با بی انصافی صد ها پژوهشگر و دانشمند داخل ایران را نادیده بگیریم،توهین به فیروز نادری ها ، کاظم امیدوار ها و و و است.
سال ها پیش، آن زمانی که ماهنامه مرز های بیکران فضا را در ایران منتشر می کردم، جوانی در قم مدعی شد مقاله اش درباره نجوم، جایزه ای در خارج از ایران برنده شده . بعد مشخص شد که ادعا جعلی بوده ، جنجال عظیمی بر علیه او بپا شد و بسیاری ( اضافه بر نامه آقای یزدانپناه: از جمله همین ماهنامه نجوم و دوست بزرگوارم جناب آقای حیدر زاده) به او تاختند و باران ناسزا بر او باریدن گرفت. من او را از نزدیک دیده بودم و می دانستم که جوانی است عاشق نجوم و زندگیش در عشق به نجوم خلاصه می شود. سال ها گذشت روزگاری او را در مسکو دیدم که در شرایط بسیار دشوار اما با اراده ای پولادین در رشته اخترشناسی در یکی از دانشکده های دانشگاه دولتی مسکو مشغول به تحصیل است. لیسانس را از اینجا گرفت و اینک در انگلستان این رشته را برای دکترا ادامه می دهد.
آقای یزدان پناه گرامی من برای این جوان بیش از خانم انصاری احترام قائل هستم زیرا او برای آرمانی والا ، در شرایط بسیار دشوار زندگی در خارج از کشور ، تلاش می کند و مطمئن هستم در آینده و زمانی که به ایران بازگردد چتری حمایتی بر سر جوانان با استعداد و ارزشمند ایرانی خواهد بود. خانم انصاری نه تاکنون برای کشور آباء و اجدایش سودی داشته و نه در آینده خواهد داشت چون بر خلاف برخی تبلیغات، او خود را ایرانی نمی داند. او سال هاست که در آمریکا بسر برده و اینک نیز خود را یک آمریکایی می شمارد. برای پی بردن به حقانیت این ادعا ، تصویر او و لوپز آلگریا را مقایسه کنید. بعضی نشریات ( برای ایجاد محبت به او )به دروغ نوشته بودند که او دو پرچم ایران و آمریکا را در بازو دارد. می بینید که این ادعا جعلی است.
لوپز آلگریا (راست) و انوشه انصاری
(برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید.)
با تمام احترام به زحمات شما، من تبلیغ برای وی را تبلیغ برای ایران نمی دانم. برای من چه او و چه دنیس تیتو یا شاتلوورث و دیگر میلیونر های شهرت طلب فرقی ندارد. نه این که تصور کنید من با تعصب به او نگاه می کنم. خیر. اتفاقا برعکس، در آغاز من تلاش زیادی کردم تا در جهت اطلاع رسانی درباره او و سفرش هموطنانم را خوشحال کنم. اما بعد از پی بردن به نوع نگاه و تفکرش به این نتیجه رسیدم که این کار ، فریب دادن افکار عمومی و یک قهرمان سازی جعلی است. به همین دلیل علیرغم آن که تهیه گزارش و عکس در مراحل نهایی اقامت وی در مسکو برایم ممکن شد و می توانستم در مصاحبه مطبوعاتی گروه کیهان نوردان سایوز تی.ام.آ-۹ در شهرک فضانوردان شرکت کنم، این کار را نکردم.
دوست گرامی
خوشبختانه کشور ایران ، این مرز پر گهر، مردان بزرگ کم ندارد. به نظر من بیایید آنها را به مردم بشناسانیم. گرچه بنا به دلایلی، بطور فاش و آشکار نمی توان بسیاری از خدمتگزاران به توسعه علم و دانش وطن ما، در زمان حیات و ثمربخشی های مستقیم، مطرح شوند. »
آقای یزدانپناه در پاسخ نامه ای برای من نوشتند که در بخشی از آن اشاره شده بود:
« شنیده ام خانم انصاری از نظر سیاسی به شدت توسط دولت آمریکا تحت فشار است تا در این دوران سخت تصمیم گیری درباره ماجرای اتمی ایران چهره وحشتناکی که از ایران و ایرانیها ترسیم شده، به چهره ای دوست داشتنی و دانش دوست تبدیل نشود تا آمریکا به سادگی قادر به بردن بازی اتمی شود. حتی یکی از دوستان که رابطه ای با اطرافیان خانم انصاری دارد ذکر کرده که ایشان بعد از مصاحبه ای که به علاقه اش درباره ایران اشاره کرده مغضوب شده و قرار شده تمام حرفها و مصاحبه های ایشان قبل از انتشار توسط عوامل دولت آمریکا بازبینی و به قول معروف سانسور شود تا منافع ملی آمریکا در نظر گرفته شود.»
در جواب به ایشان نوشتم:
« در مورد خانم انصاری حرف شما و آن آشنای ایشان را تائید می کنم. چون موافقت با قرار مصاحبه را منوط به موافقت مدیر آمریکایی برنامه اش که از طرف سپیس ادونچرز انتخاب شده اعلام شد. ببینید بین ادعا و حقیقت چقدر راه است. کشوری که مدعی رهبری دنیای آزاد بود و هست و مرتبا از حقوق بشر و … حرف می زند در عمل چگونه خود را رسوا می کند که حتی تاجری که با پول خودش به فضا می رود حق ندارد مصاحبه کند و یا در مصاحبه فلان حرف را بزند! اگر همین عمل را حکومت کشوری دیگر ( مثلا ایران ) انجام داده بود سردمداران آمریکا چه جار و جنجالی به را می انداختند. به نظر من وظیفه ما به عنوان یک روزنامه نگار این است که این نکات را به مردم نشان دهیم. باید نشان داد چگونه سردمداران حکومت آمریکا دیوار آهنین بین خانم انصاری و هموطنان قبلیش کشیده اند. این مدعیان دروغین دمکراسی چطور نمی توانند تحمل کنند فردی که با پول خودش می خواهد به فضا برود حق ندارد با خبرنگاران ایرانی صحبت کند. وجدانا اگر حکومت ایران چاپ خبر در مورد پرواز انصاری را ممنوع کرده بود و یا می گفت خبرنگاران ایرانی حق ندارند با وی مصاحبه کنند فریاد آمریکا تا کره ماه می رسید یا نه که آزادی از دست رفت. رژیم ایران ضد علم است و غیره. یادتان هست که در زمان برنده شدن خانم شیرین عبادی چه غوغایی به پا کردند که چرا دولت ایران در زمان بازگشت وی به ایران جلوی پایش قالی قرمز پهن نکرده است؟
آقای یزدانپناه عزیز من هم با شما در مورد جوانان هم عقیده ام و تلاشم برای همین است. باور کنید حق الزحمه ای که نشریات ایرانی برای چاپ مقالات به من می دهند در بعضی موارد حتی در حد کرایه ماشینی که مرا به محل مصاحبه می رساند نیست. اما به خاطر علاقمندی به جوانان قلم می زنم. چون معتقدم امثال من اگر دیروز در جبهه ای دیگر می جنگیدند امروز جبهه ، هدایت نسل جوان به فردایی بهتر است و این هدایت تنها با دادن آگاهی و بالا بردن سطح علمی آنها میسر است. من وقتی جوانی مثل آقای ناظمی را در برنامه ای تلویزیونی می بینیم که با آن توانایی درباره فضانوردی صحبت می کند و بعد نامه وی را می خوانم و می فهمم من هم سهم هرچند کوچکی در علاقمند کردن او به علم داشته ام خوشحال می شوم و خدا را شکر می کنم که زندگیم را بیهوده نگذرانده ام . زیان های مادی و کمرشکن تعطیلی مرز های بیکران فضا را بیهوده نبرده ام و سال ها دوری من از وطن و غربت را ثمری بوده است.
… من در مورد سفر خانم انصاری، مثل دیگر سفر های فضایی ، گزارش خواهم نوشت.»
من هم به شما و هم به دوستان نجوم نصیحت می کنم که برای ایران و ایرانی ارزش بیشتری قائل شوید. برای ملتی که تاریخش سرشار از قهرمانان بزرگ است قهرمان جعلی نسازید. حتی فضانورد افغانستان و سوریه که با حمایت شوروی و به عنوان یک کار تبلغی به فضا رفتند از هر نظر بر خانم انصاری ارجحیت دارند.
به عنوان یک ایرانی که به نام این سرزمین افتخار می کند باید خاضعانه خدمت همه دوستان عرض که این کار مجله نجوم را عملی مثبت ارزیابی نمی کنم و آنرا توهم سازی برای جوانان ایران می دانم و از این که مجله نجوم با آن سابقه درخشان دست به چنین اقدامی بزند متاسفم.
من آنچه وظیفه ملی و وجدانیم بود خدمت شما عزیزان عرض می کنم. قبول و یا رد آن با خود شماست.
شادکام و کامروا باشید.
رونوشت :
پژوهشگر گرامی جناب آقای ناظمی
جناب آقای تفرشی سردبیر محترم ماهنامه نجوم
پژوهشگر گرامی جناب آقای یزدانپناه
***
مرتبط:
» سیروس برزو: فقط مراقب باشید از «انوشه انصاری» قهرمان ساخته نشود
» بحثهای داغ درباره انوشه انصاری
***
تازهترین (۲۷ مهر ۸۵):
» ملاقات سیروس برزو با انوشه انصاری
