ایران-مکزیک به نفع آقای دایی
۲۱ خرداد ۱۳۸۵مهم نیست که ایران ۳ تا از مکزیک خورد، اصلاً مهم نیست. مهم اینه که آقای دایی با n سال سن ۹۰ دقیقه تمام تو تیم بازی کرد. دیگه همه داشتن بهش تیکه مینداختن: فردوسیپور یه جا که دایی نتونست هد بزنه گفت اگه ۵ سال جوونتر بود حتماً گلش میکرد. گفت دایی تو کار دفاعی خوب بوده!… حاجرضایی هم بعد بازی به کنایه گفت که خوبه به جوونترها هم فرصت داده بشه… به هر حال هیچ کدوم از اینها مهم نیست. مهم «نفس حضور در جمع ۳۲ تیم جام جهانییه.» آخه یکی نیست بگه اگه فقط «نفس حضور» مهمه و «تجربهاندوزی» و از همین دست شر-و-ورها، پس اصلاً غلط زیادی میکنید پا میشید میرید جام جهانی. ولی اصلاً مهم نیست، ناراحت نباشید، ۹۰ دقیقه بازی آقای دایی رو عشقه.
در همین زمینه:
» حالگیری، علی پیرحسینلو
» باختیم، محمد آقازاده
» علی دایی قدم میزد، کارتونی از بزرگمهر حسینپور (هادیتونز) [در صفحه یک اعتماد ملی هم چاپ شده]
» علی رو نمیگم، علی رو میگم، طنزنوشتهای از پوریا عالمی (هادیتونز)
» تصویری کوچک از حقیقتی بزرگ، سرمقاله اعتماد ملی
» ترس برانکو ایران را کشت، هیوا یوسفی (اعتماد ملی)
» در شادمانی ارواح ایرانی، معصومه ناصری
» ما اعصاب معصاب نداریم، نیکآهنگ کوثر
» مریم مهتدی [در روزنوشت بدون آرشیو وبلاگش]: «امروز به این نتیجه رسیدم که عابدزاده با برانکارد اگه تو دروازه باشه به مراتب از میرزاپور بهتره. خیلی زور داره که تیم اینقدر خوب بازی بکنه و بعد یه همچین باخت سنگینی بده اون هم فقط به خاطر سوتی های وحشتناک میرزاپور. چی فکر میکنه آخه؟ بعدشم… این علی دایی نمیخواد پاشو از تیم ملی بکشه بیرون؟؟؟ اسمی که ازش نشنیدیم. جز ۲ تا خطا رو مکزیک و … یه بارم که بازیکن خودمون رو داشت میکشت… میرزاپور رو میخوام بکشم. به همین بی منطقی و خشونت… لعنتی!»

