سرگیجه
۳۱ فروردین ۱۳۸۵شعر هستهای علیرضا قزوه را اول بار از طریق لینکی در وبلاگ هودر دیدم. هودر از بازتاب نقل کرده بود و بازتاب از مهر. نویسنده این وبلاگ آن را در وبلاگ روزنامهنگار نو دید، که او هم از بازتاب دیده بود و بازتاب هم از مهر. شعر را در وبلاگش گذاشت و من دوباره شعر را که قبلاً یک بار دیده بودم در وبلاگ او دیدم. همان اویی که لینک شعر را که روزنامهنگار نو از بازتاب و بازتاب از مهر نقل کرده بود، در وبلاگ روزنامهنگار نو دیده بود. همان روزنامهنگار نویی که لینک را در بازتابی دیده بود که از مهر نقلقول کرده بود. و شاید اصلاً خود او هم در وبلاگ هودر دیده بود. و هودر هم لابد یا در خود بازتاب دیده بود یا در وبلاگی که از بازتاب نقلقول کرده بود. همان بازتابی که خودش از مهر نقلقول کرده بود. همان… عجب سرگیجهای بود، برادر خاطرت هست؟:)
