کتاب: میرا
۲۳ فروردین ۱۳۸۵متن زیر را مصطفی قوانلو قاجار درباره رمان «میرا» در وبلاگش نوشته است. از داستانش خوشم آمد و برای همین اینجا پیست میکنمش تا یادم باشد که این کتاب را بخرم.
***
«در خانهیی، نزدیک خانه ما، مردی زندگی میکند که در زمین اتاقاش سوراخی کنده است. شبها در آن میخوابد و هیچ کس او را نمیبیند، با انگشتانش سوراخ را میکند و هر روز آن را عمیقتر میکند… وقتی با من از ظلمتی که شبها در آن میخوابد حرف میزند، چشمهایش میدرخشد و عرق از پیشانیش سرازیر میشود.» میرا داستان نقض حریم خصوصی است. آنجا که تو در اتاق خوابت هم دیده می شوی و سربازان از ورای دیوارهای شفاف تو را در خانه نگاه می کنند. در آنجا بزرگترین گناه تنهایی است و آدم ها اگر با جمع نباشند، اصلاح می شوند و نقاب خنده مصنوعی به صورت می زنند. میرا طنزی سیاه است و نویسنده سعی کرده سرگشتگی های انسان امروزی را نشان دهد. امروز همه مان رصد می شویم و مصنوعی رفتار می کنیم. این اتفاق نه مختص کشورهایی مثل ایران است و نه مختص کشورهای سرمایه داری. بشر به دردی گرفتار است به نام تنها نبودن. نمی گذارند آدم تنها باشد و تنهایی را با خودش قسمت کند، نه با دیگران.
میرا/ نویسنده: کریستوفر فرانک/ترجمه: لیلی گلستان/ انتشارات:بازتاب نگار سال ۱۳۸۴/چاپ چهارم
لینک:
همانبودگی ؛ شفافیت هستی انسانها
نقدی درباره رمان میرا

