سال ۸۴ بر رسانه‌‌های ایران چگونه گذشت

۲۴ اسفند ۱۳۸۴

گزارش «گاهی خوشی، گاهی غم» را در مورد وضعیت رسانه‌های ایران در سال ۸۴ نوشتم که سه‌شنبه ۲۳ اسفند در صفحه رسانه شرق منتشر شد. این گزارش را چندین و چند بار خودم خواندم و هی اصلاح و اصلاح ــ بخوانید خودسانسوری! ــ کردم تا رسید به نسخه‌ای که تحویل شرق دادم. به دلیل خوردن آگهی به صفحه و یک مقدار کمبود فضا، موقع صفحه‌بندی یک مقداری از جاهای کمتر مهم آن را حذف کردیم و یکی دو جمله و چند تا کلمه را هم شرق حذف کرد. کل بخش‌های حذف‌شده (به دو دلیل پیش‌گفته) در متنی که اینجا آمده با حروف سیاه مشخص شده است. من این گزارش را با رویکردی طنزگونه نوشتم که از همان تیتر آغاز می‌شود و تا آخر ادامه دارد. تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات برای این گزارش وقت و انرژی زیادی برد که بیشترش شامل جست‌وجو در میان سایت‌ها و وبلاگ‌ها بود. بعضی از آنها را در خود گزارش ذکر کرده‌ام اما امکان نام بردن از بخش زیادی از آنها (از جمله سایت روز، ایلنا، ایسنا، بی‌بی‌سی، خبرنگاران بدون مرز، امروز و…) نبود. دو قسمت این گزارش هم از وبلاگ دو روزنامه‌نگار برداشته شده: توصیف تحریریه اقبال در اولین شب را از وبلاگ الپر (علی پیرحسین‌لو) نقل کرده‌ام و مطلب مربوط به روزنامه سرمایه را از وبلاگ وحید پوراستاد. خبر اخراج ۵۱ عضو ضمیمه ایرانشهر همشهری را هم بار اول در وبلاگ محمدجواد روح دیدم و بعداً در ایسنا جزئیات بیشتر آن را خواندم. ضمناً نام واقعی مسیح علی‌نژاد (معصومه) را با مراجعه به کتاب خود او (تاج خار) که روایتی داستانی از اخراجش از مجلس هفتم است، دریافتم. جز این، خبر متوقف شدن انتشار هموطن سلام را اول بار در کافه تیتر شنیدم. امیدوارم با توجه به همه محدودیت‌های موجود گزارش خوبی از کار درآمده باشد.


***

سال ۸۴ بر رسانه‌‌های ایران چگونه گذشت
گاهی خوشی، گاهی غم

علی اکبر قزوینی: عنوان مطلب حاضر از نام یک فیلم هندی گرفته شده و داستانی هم که ما در اینجا تعریف خواهیم کرد کم از فیلم هندی ندارد، ضمن آن‌که قول می‌دهیم مثل یک فیلم هندیِ اصیل پایان خوشی هم داشته باشد! قصه ما کمی گذشته از ساعت ۴ بعدازظهر یکشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۸۳ آغاز می‌شود. هزار و چند صد سال است که سالِ ایرانی بعد از یک دور گردش کامل زمین به دور خورشید تحویل می‌شود و امسال هم از این قاعده مستثنا نبود. باز طبق همان رسم دیرینه، تعطیلات نوروز آغاز شد و روزنامه‌ها کش‌وقوسی به بدنشان دادند و برای در کردن خستگیِ یک سال به مرخصی دو هفته‌ای رفتند. اما همین تعطیلات به‌نسبت طولانی و منتشر نشدن روزنامه‌ها، عاملی بود تا مثل هر سال چند کارشناسِ امر از این وضع گلایه کنند و آن را گسستی در روند اطلاع‌رسانی بدانند. با این حال روزنامه ایران در نوروز ۸۴ این رسم را نقض کرد تا بعد از چند سال، خاطره انتشار روزنامه‌ها در تعطیلات نوروز را (که از زمان روزنامه‌های مرحوم دوران اصلاح‌طلبی دیگر سابقه نداشت) زنده کند. ایسنا روز ۱۴ فروردین از قول سردبیر ایران نوشت: «با توجه به تغییر و تحولاتی که دائماً در جهان به وقوع می‌پیوندد، ما به این نتیجه رسیده‌ایم که کار رسانه‌ای تعطیلی ندارد.» اما آیا مخاطبان هم استقبال کردند: «با توجه به این‌که انتظار نداشتیم با استقبال خوبی از سوی مخاطبان در ایام تعطیلات نوروز مواجه شویم، بنابراین در روزهای اول با تیراژ بسیار محدودی روزنامه را منتشر کردیم. [بعد از آن] با توجه به استقبال چشم‌گیر مخاطبان، تیراژ را افزایش دادیم. البته با تیراژ اصلی روزنامه فاصله بسیاری داشتیم، اما در روزهای آخرِ تعطیلات روزنامه با ۱۲۰ هزار تیراژ منتشر می‌شد.»

× ما سورپرایز می‌کنیم
اولین روز کاری رسانه‌های ایران با یک سورپرایز (البته از آن لحاظ!) آغاز شد. معصومه مشهور به مسیح علی‌نژاد خبرنگار پارلمانی روزنامه همبستگی و خبرگزاری ایلنا، از مجلس اصولگرای هفتم اخراج شد. دلیل این کار، انتشار خبری توسط او درباره میزان عیدی دریافتی نمایندگان مجلس بود که حتی باعث شد اتهام دزدی از کازیه نمایندگان هم به او زده شود. در مقابل، جامعه رسانه‌ای ایران در برابر این اقدام مجلس موضع گرفت و خواهان بازگشت علی‌نژاد به حوزه خبری خود شد. خبرگزاری ایلنا هم در برابر این اجحاف آشکار، او را به سمت دبیر پارلمانی این خبرگزاری ارتقا داد! صبحی شدن کیهان هم شاید یک سورپرایز بود. روزنامه کیهان که به گفته خودش از مدت‌ها پیش و به دلایل متعدد از جمله ترافیک عصرگاهی خیابان‌ها و دیروزنامه شدن اغلب شماره‌ها قصد داشت زمان انتشار خود را به صبح تغییر دهد، سرانجام از روز چهارشنبه ۷ اردیبهشت این طرح را عملی کرد. به این ترتیب روزنامه‌ای که از چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۲۱ تعداد ۱۸۲۱۴ شماره عصرگاهی منتشر کرده بود، به یکی از چندین روزنامه صبح ایران تبدیل شد. سال ۸۴ با رویدادی همراه بود که هر ۴ سال یک بار تکرار می‌شود و آن چیزی نبود جز انتخابات ریاست جمهوری که قرار بود نهمین دوره‌اش برگزار شود. زمان انتخابات نزدیک می‌شد و اتفاقات پیرامونی این رویداد هم در راه بود. همان روز هفتم اردیبهشت، ایسنا از اخراج ۵۱ نفر از اعضای تحریریه ضمیمه ایرانشهر روزنامه همشهری و نامه‌ای که آنها به علیرضا شیخ‌عطار مدیرعامل و سردبیر روزنامه نوشته بودند، خبر داد. شیخ‌عطار اما با خونسردی اتهام اخراج و سیاسی‌کاری را تکذیب کرد: «ما برای انتشار ایرانشهر با پیمانکار قراردادی بسته بودیم و پیمانکار نیز با افرادی برای کار خود قرارداد بسته بود و این قرارداد ربطی به ما نداشت. قرارداد ما در اواخر اسفندماه با پیمانکار به اتمام رسید.» البته آقای شیخ‌عطار احتمالاً آن موقع خبر نداشت که عمر دولت او هم به‌زودی به سر خواهد آمد. شرق در ۳۱ فروردین از بروز پاره‌ای اختلاف‌ها میان او و محمود احمدی‌نژاد مدیرمسئول وقت روزنامه، به دلیل حمایت شیخ‌عطار از نامزدی لاریجانی، خبر داده بود. اما درست دو روز مانده به مرحله اول انتخابات این اختلاف‌ها آن‌قدر شدید شد که شیخ‌عطار از سردبیری همشهری کنار گذاشته شد: «طى ارسال نامه اى از سوى مدیرمسئول به دفتر سردبیرى، حکم عزل من از سردبیرى و نصب آقاى اشعرى به عنوان سردبیر جدید و قائم مقام مدیرمسئول ابلاغ شد.» شیخ‌عطار حدود دو سال پیش و پس از پیروزی آبادگران در انتخابات شورای شهر تهران که به انتصاب احمدی‌نژاد به عنوان شهردار انجامید، همشهری را بعد از نزدیک به یک دهه از محمد عطریان‌فر تحویل گرفته بود. تحریریه حیات نو اقتصادی هم از تحولات روزهای انتخابات بی‌نصیب نماند. حمایت محسن بهرامی مدیرمسئول روزنامه از قالیباف، استعفای جمعیِ اعضای تحریریه را به دنبال داشت. البته بعد از پایان انتخابات عذر مدیرمسئول نیز خواسته شد.

× اقبالی که بلند نبود
ما همچنان در روزهای پرالتهاب انتخابات هستیم و تلاش روزنامه‌ها برای پوشش اخبار نامزدها و حمایت‌های آشکار برخی از آنها از نامزد موردنظر خود، به اوج رسیده است. انتخابات اما در مرحله اول به نتیجه نهایی نرسید تا دور دوم آن یک هفته بعد در سوم تیر برگزار شود. ولی ترکش این روزهای هیجانی به دو روزنامه اصابت کرد و یکی از آنها را برای همیشه ناکار کرد. دوشنبه ۳۰ خرداد ۸۴ روزنامه‌های اقبال و آفتاب یزد بر پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها ظاهر نشدند. آفتاب یزد بعد از یک روز رفع توقیف شد اما اقبالِ «اقبال» آن‌قدر بلند نبود که بماند. این روزنامه که به‌طور ویژه با هدف حمایت از مصطفی معین در انتخابات نهم پا به عرصه رسانه‌ای ایران گذاشته بود، اولین شماره‌اش را ۱۷ بهمن ۸۳ با تیتر یک «اقبال نو به انتخابات» منتشر کرده بود. اقبال با حداقل امکانات پا به عرصه وجود گذاشته بود و اولین شماره‌هایش در ۸ صفحه و با قیمت ۵۰ تومان منتشر می‌شد. توصیف یکی از اعضای تحریریه اقبال از اولین شب انتشار آن خواندنی (باز هم از آن لحاظ!) است: «کسی که تا حالا حتی یک صفحه خبری روزنامه بسته باشد، می‌فهمد که بستن روزنامه بدون اینترنت چقدر فاجعه است. می‌فهمد حضور در تحریریه‌ای که بیش از دو میز در کل آن وجود ندارد، یعنی چه. شاید بفهمد درآوردن روزنامه بدون وجود حتی یک خط تلفن چقدر وحشتناک است، و باز شاید بفهمد حالت آدمی که باید نزدیک به بیست خبر را تنظیم کند و آن‌وقت به اطرافش که نگاه می‌کند، می‌بیند صندلی‌ای وجود ندارد که روی آن بنشیند، چگونه حالتی است!» التهاب این روزها اما سرانجام فرونشست و محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران شد. نزدیک به ۱۰ روز بعد، محمدحسین صفارهرندی معاون مدیرمسئول و سردبیر کیهان بعد از حدود ۱۱ سال فعالیت در کیهان، تصمیم به رفتن از این روزنامه گرفت و یک ماه بعد نام او به عنوان وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی عنوان و در نهایت به این سمت منصوب شد. مرداد گرمترین ماه سال است و در عین حال هفدمین روز آن روز خبرنگار. احمد مسجدجامعی وزیر فرهنگ دوران خاتمی، آخرین دوره جشنواره مطبوعات در زمان وزارت خود را در این روز در تالار وحدت برگزار کرد. همه چیز خوب و خوش پیش می‌رفت تا این‌که در لحظاتی که همه در حال ترک سالن بودند، صدای دردمند زنی از پشت تریبون کام همه را تلخ کرد. تقصیر البته نه از او که از همه آنهایی بود که یادشان رفته بود اکبر گنجی ششمین سال زندان خود را سپری می‌کند. شرق در روز هجدهم مرداد در خبری کوتاه در این‌باره نوشت: «در پایان مراسم همسر اکبر گنجى که زمانى جهت حضور او پشت تریبون پیش‌بینى نشده بود با حالتى اندوه‌بار خطاب به جمع خواستار صحبت شد و خبر از بازرسى خانه گنجى در صبح روز ۱۷ مرداد داد. وى خطاب به خبرنگاران خواستار یارى رساندن آنها و حل مسأله گنجى شد و گفت گنجى داشت قانع مى‌شد به اعتصاب غذاى خود پایان دهد.»

× محلة بروبیا
سال ۸۳ علی لاریجانی سازمان صداوسیما را به عزت‌الله ضرغامی سپرده و خود آماده پیکار در انتخابات نهم شده بود. لاریجانی البته در انتخابات به مقصود نرسید تا تجربه‌ای دیگر را در شورای عالی امنیت ملی آغاز کند. او حسین انتظامی یار خود در رسانه مکتوب سازمان ــ روزنامه جام‌جم ــ را هم با خود به شورا برد. انتظامی از اولین روز انتشار جام‌جم در اردیبهشت ۷۹ تا اوایل مرداد ۸۴، از اتاق مدیرمسئول در طبقه چهارم ساختمان روزنامه در خیابان میرداماد آن را رهبری می‌کرد. او با پشتوانه حمایت‌های صداوسیما، تحریریه حرفه‌ای و ایده‌های نویی همچون ویژه‌نامه‌های متنوع هرروزه، جام‌جم را به باشگاه کم‌تعداد روزنامه‌های پرتیراژ ایران وارد کرد. اما سرانجام ۲ مرداد ۸۴ سمت مدیرمسئولی جام‌جم را تحویل علی‌اصغر جعفری داد تا ۲۲ مهر حکم سخنگویی شورای عالی امنیت ملی را دریافت کند. موج‌های بعدی دریای انتخابات همچنان داشت به ساحل مطبوعات می‌رسید. احمدی‌نژاد دیگر سمتی در همشهری نداشت و دولت قبلی هم نقشی در خبرگزاری و روزنامه دولتی ایرنا و ایران. محمدباقر قالیباف، فرمانده قبلی نیروی انتظامی و رقیب انتخاباتی احمدی‌نژاد، حالا شهردار پایتخت و متولی روزنامه همشهری شده بود. او سکان هدایت این روزنامه را هفتم آبان ماه طی مراسمی به محسن چینی‌فروشان (مدیرمسئول) و محدرضا زائری (سردبیر) سپرد تا این روزنامه ۱۴ ساله از بلاتکلیفی چندماهه درآید. چینی‌فروشان مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و زائری سردبیر کل همشهری محله. اما قصه همشهری همین‌جا تمام نشد. چینی‌فروشان خیلی زود به دلیل گرفتاری‌های شخصی و همچنین بیماری قلبی، از مسئولیت سنگین اداره همشهری کناره گرفت و از یک بهمن این روزنامه را بدون مدیرمسئول گذاشت. سرانجام در ۱۳ اسفند، حسین انتظامی با حفظ سمت سخنگویی شورای عالی امنیت ملی، به این سمت منصوب شد تا زائری که آشنایی دیرینه با او داشت و از زمان جام‌جم همکاری، با پشتگرمی بیشتری برنامه‌های خود را در همشهری پیش ببرد. خبرگزاری ایرنا هم در اواخر شهریور مدیرعامل تازه خود را شناخت. احمد خادم‌المله که از سال ۱۳۵۹ و در سن ۲۱ سالگی کار خبری خود را به عنوان خبرنگار با ایرنا آغاز کرده بود، جای عبدالله ناصری مدیر مستعفی قبلی را گرفت. ایرنا از ۱۲ مرداد به سرپرستی غلامحسین اسلامی‌فرد اداره می‌شد. ۱۶ مهر نیز بیژن مقدم به سمت مدیرمسئولی روزنامه ایران منصوب شد تا چالش‌ها و گمانه‌زنی‌های چندماهه درباره مدیران خبرگزاری و روزنامه دولتی ایران سرانجام پایان یابد. در این محله بروبیا روزنامه سرمایه هم نقش کوچکی را به عهده داشت. صاحب امتیاز سرمایه، حسین عبده تبریزی، هنگام انتشار نخستین دوره آن دبیرکل بورس اوراق بهادار تهران بود. هیأت نظارت بورس بر این باور بود که حضور دبیرکل در یک روزنامه اقتصادی می‌تواند بر تنور شایعات و فضای منفی بورس بدمد. بنابراین سرمایه از ۱۲ مهر و پس از انتشار ۶۰ شماره تعطیل شد تا دو ماه بعد که عبده تبریزی دیگر سمتی در بورس نداشت، دوباره رخ بنماید.

× جدی نگیرید
وقتی بهمن‌ماه ۸۳ بعضی از رسانه‌های وطنی از فروخته‌شدن شبکه تلویزیونی الجزیره به تلویزیون آمریکایی فاکس نیوز خبر دادند و خیلی زود تق آن درآمد، فکر می‌کردیم دیگر شاهد این‌گونه گاف‌ها نخواهیم بود. اما سال ۸۴ می‌شد خبرهای طنز را همچنان در میان اخبار سیاسی و جدی خواند. شون پن هنرپیشه مشهور هالیوود که در روزهای انتخابات به ایران آمده بود، قرار بود گزارش‌هایش را در آمریکا منتشر کند. اما مجله فرانت‌پیج در مطلبی طنز او را دست انداخته و گزارشی غیرواقعی به قلم او درج کرده بود. بعضی از رسانه‌های وطنی دوباره قضیه را جدی گرفتند و «گزارش ستاره معروف هالیوود از ایران» را به‌طور کامل چاپ کردند! یک بار دیگر هم در اواخر آذر، مطالبی از یک آقای آلمانیِ یهودی به نام هنریک ام. برودر به نقل از اشپیگل منتشر شد که نهایتاً خود آن آقا هم نفهمید جدی حرف زده یا شوخی، بنابراین ما هم از خیر آن می‌گذریم. اما فکر نکنید که جوک‌های سال ۸۴ تمام شده‌اند. روز ۲۱ آذر کسانی که بخش‌های خبری صداوسیما را دنبال می‌کردند، فهمیدند هموطن دخترخانم نابغه‌ای هستند که یکی از معماهای اینشتین را حل کرده است. اما تا رسانه‌های ذوق‌زده بخواهند به نوشابه باز کردن برای ایرانی‌های نابغه ادامه بدهند، آگاهان اعلام کردند که همه اینها سرکاری بوده است. نه چنین معمایی وجود داشته و نه هیچ روزنامه خارجی با سرکار خانم مصاحبه کرده بوده است!

× سقوط می‌کنیم
اگر با خواندن لطیفه‌های قبلی به اندازه کافی شارژ شده‌اید، اجازه بدهید دوباره به بخش درام ماجرا برگردیم. سه‌شنبه ۱۵ آذر یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ که جمعی از خبرنگاران را برای پوشش مانور نظامی به بندرعباس می‌برد، ۲۹ دقیقه پس از پرواز و در حالی که به دلیل نقص فنی در حال بازگشت به فرودگاه مهرآباد بود، با سقوط در مجتمع مسکونی توحید در حوالی میدان شمشیری تمام سرنشیان خود و تعدادی از ساکنان مجتمع را به کام مرگ فرستاد. در این حادثه که علل آن «همچنان» تحت بررسی است، ۶۸ خبرنگار، دستیار و عوامل فنی خبر جان باختند. این حادثه آن‌قدر بزرگ بود که فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران آن را «بدترین فاجعه‌ای که تاکنون برای رسانه‌ها پیش آمده» توصیف کرد. ۱۴ آذر اعلام شد که روزنامه «جام‌جم دوبی» دیگر منتشر نمی‌شود. دلیل این امر، عدم حمایت صداوسیما از انتشار آن عنوان شد. جام‌جم دوبی که از ۲۱ فروردین انتشار آن آغاز شده بود، هزینه خود را با وام بانکی و آگهی‌های تجاری تأمین می‌کرد. شب یلدا قرار بود تلویزیون ماهواره‌ای مهدی کروبی، روحانی صریح‌اللهجه و ناکام انتخابات نهم، افتتاحش را جشن بگیرد. اما دست‌های پیدا و پنهان دست به دست هم دادند تا «صبا» هم ناکام بماند. کروبی هم اعلام کرد تا زمانی که شرایط امن برای فعالیت این شبکه و کارکنان آن فراهم نشود، برای راه‌اندازی آن اقدامی نخواهد کرد. دوازدهم دی روزنامه آسیا توقیف شد. دلیل آن بنابر گفته‌ها، خط مشی این روزنامه و همچنین تعدادی از عکس‌های منتشرشده در آن بوده است. روزنامه اقتصادی آسیا به ‌مدیر مسئولی ساقی باقری‌نیا پیش از آن چهار بار توقیف شده بود. به ‌گفته ایرج جمشیدی سردبیر این روزنامه، وی پیش ازاین به ‌جرم تبلیغ علیه‌ نظام از طریق مصاحبه با رادیوهای بیگانه، اقدام علیه ‌امنیت کشور و انتشار مطالب علیه نظام در جراید، به ‌یک سال محرومیت از فعالیت در حرفه روزنامه‌نگاری و ۱۳ ماه حبس محکوم شده و دوره محکومیت خود را گذرانده بود. آسیا از سال ۱۳۸۰ کار خود را آغاز کرده و بالاترین شمارگان آن ۱۳۵‬ هزار نسخه بود. چهارم بهمن روزنامه کیهان از تجمع ۲۰ تا ۳۰ هزار نفری مردم بندرعباس در اعتراض به چاپ مطلبی وقیحانه در نشریه محلی تمدن هرمزگان خبر داد. علی دیرباز نماینده بندرعباس در مجلس هفتم و مدیرمسئول نشریه یادشده، چنان از انتشار مقاله سخیف «مبارزه با ایدز را علنی کنیم» برآشفته شده بود که در اولین واکنش خود خواستار شناسایی و مجازات عوامل آن شد. البته الهام افروتن خبرنگار ۲۱ ساله این نشریه و جمعی دیگر از کارمندان آن قبلاً دستگیر شده بودند. در مورد دستگیرشدگان آن‌قدر خبرهای ضدونقیض منتشر شد که حتی برخی رسانه‌ها از خودکشی الهام افروتن در اوین خبر دادند، که البته به سرعت از سوی مقامات تکذیب شد. نهم بهمن الیاس حضرتی مدیرمسئول روزنامه اعتماد به شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران فراخوانده شد. سرانجام نزدیک یک ماه بعد حکم دادگاه اعلام شد. اعتماد در شماره ششم اسفند خود «حکم سنگین دادگاه» را تیتر یک کرد و از ۱۸ ماه حبس تعلیقی و جریمه یک میلیون ریالی او خبر داد. اوایل اسفند نیز از توقیف روزنامه همسایه‌ها که در استان خوزستان منتشر می‌شود، خبر رسید. همسایه‌ها پرتیراژترین روزنامه این استان است. یکی از موضوعاتی که در ماه‌های پایانی سال واکنش اهالی رسانه را برانگیخت، اخراج برخی از استادان باسابقه روزنامه‌نگاری از دانشگاه‌های محل تدریسشان بود. ابتدا عذر حسن نمکدوست از دانشگاه علامه طباطبایی خواسته شد و بعداً علی‌اکبر قاضی‌زاده از دانشکده خبر. با این حال دانشجویان، همکاران و دوستداران این استادان ساکت ننشستند و در تجمع‌های خود خواستار بازگشت آنها به سر کلاس‌هایشان شدند. قول‌هایی هم در این میان داده شد که میزان پای‌بندی به آنها را بعداً باید سنجید.

× همه آن کاریکاتورهای دردسرساز
روز جمعه ۸ مهرماه ۱۲ کاریکاتور از پیامبر اسلام در روزنامه دانمارکی یولاندز پوستن چاپ شد که چند ماه بعد موج‌های آن به رسانه‌های ایران رسید. این زمانی بود که چندین روزنامه اروپایی دیگر به بهانه پاسداشت آزادی بیان و در واکنش به اعتراض‌های مسلمانان، کاریکاتورهای اهانت‌آمیز را دوباره منتشر کرده بودند. در میانه این گیرودار، روزنامه همشهری اعلام کرد که جنایات آمریکا و اسرائیل و به‌ویژه واقعه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی) را به مسابقه می‌گذارد تا مرزهای آزادی بیان غربی را بسنجد. از کاریکاتوریست‌های سراسر دنیا دعوت شد تا درباره موضوعات یادشده کاریکاتور بکشند و جوایز هنگفتی هم برای برندگان در نظر گرفته شد. بعد از انتشار این خبر، روزنامه یولاندز پوستن ابتدا اعلام کرد که آنها نیز سعی می‌کنند با مسئولان همشهری تماس بگیرند تا همزمان با آنها این مسابقه را پوشش دهند. با این حال، ساعاتی نگذشته بود که حرف خود را پس گرفته و اعلام کردند که هرگز چنین کاریکاتورهایی را منتشر نخواهند کرد. موضوعی که همشهری روی آن دست گذاشته بسیار مناقشه‌برانگیز است و حتی در میان کاریکاتوریست‌های ایرانی هم در مورد درستیِ این کار اتفاق‌نظر وجود ندارد. در میانه التهاب این ماجراها، روزنامه آلمانی تاگس‌اشپیگل کاریکاتور دیگری کشید که خون ایرانی‌ها را به جوش آورد. در این کاریکاتور، چهار بازیکن تیم ملی ایران یک سوی زمین فوتبال با کمربندهای دینامیتی ایستاده‌‌اند و سوی دیگر چهار نظامی ارتش آلمان با همه تجهیزات. ای‌میل‌های اعتراضی فراوانی به سوی آلمان روانه و حتی اعلام شد که کاریکاتوریست مذکور تهدید به مرگ شده و منزل خود را عوض کرده است. در عین حال گفته شد که کاریکاتور موردنظر در اعتراض به سیاست‌های امنیتی آلمان کشیده شده نه رفتار ایرانی‌ها. ولی کسی نگفت آن کلمات درشت و خوانای IRAN به چه علت از روی پیراهن بازیکنان سر درآورده است. این بار، نوبت روزنامه البرز ورزشی بود تا این تک را با یک پاتک جانانه جواب بدهد. این روزنامه ۳۰ بهمن کاریکاتور بزرگی را در صفحه یک خود چاپ کرد که بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران را گل به دست نشان می‌داد، در حالی که با تعجب همتایان خود را که همگی با قیافه هیتلری و بازوبند صلیب شکسته در حال دادن سلام هیتلری بودند، تماشا می‌کردند!

× فیلم هندی آخرش خوبه
اگر بخواهیم همه رویدادهای رسانه‌های ایران را دانه به دانه بشماریم، هم حوصله شما سر خواهد رفت و هم مطلب ما از این صفحه بیرون خواهد زد. پس چند تا خبر را تلگرافی داشته باشید تا بعد به پایان خوش ماجرا برسیم. در یکی از کنفرانس‌های مطبوعاتی آقای احمدی‌نژاد، خبرنگار سی‌ان‌ان «انرژی هسته‌ای» را «سلاح هسته‌ای» ترجمه کرد و از قول رئیس‌جمهور آن را حق مسلم ایران دانست. همین اشتباه که گناهش گردن مترجمِ همزمان انداخته شد، لغو فعالیت‌های این شبکه آمریکایی را موجب شد. اما خود این دستور که از وزارت ارشاد صادر شده بود، با دستور سریع رئیس‌جمهور لغو و به سی‌ان‌ان اجازه داده شد همچنان به کار خبری خود ادامه بدهد. یک روز هم روزنامه‌ها از تصمیم وزارت ارشاد برای صدور انحصاری کارت خبرنگاری خبر دادند. این تصمیم مخالفت‌‌های بسیاری را در میان اصحاب رسانه‌ها برانگیخت و نقدهایی بر آن در برخی از مطبوعات منتشر شد. اول اسفند اعلام شد که درخواست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای دریافت امتیاز هفته‌نامه «عصر آگاهی» رد شده است. در سال ۸۴ رادیوی سراسری ایران و بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی هر دو ۶۵ ساله شدند. البته پارسال آنها ۶۴ ساله شدند و سال دیگر هم قاعدتاً ۶۶ ساله خواهند شد. ولی حتماً حکمتی در عدد ۶۵ هست که تولد امسالِ آنها پروپیمان‌تر برگزار شد. قبلاً نوشتیم که مهدی کروبی از راه افتادن صبا قطع امید کرد، اما او طرح‌های رسانه‌ای دیگری هم در سر داشت که یکی از آنها روزنامه اعتماد ملی بود. اولین شماره این روزنامه با تیتر یک «مذاکرات هسته‌ای در بن‌بست» و کاریکاتوری از بن‌لادن، در ۱۶ صفحه تمام‌رنگی و قطع میانه، اول بهمن منتشر شد. در میانه‌های بهمن، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران پنج روزنامه‌نگار برجسته ایران را معرفی کرد. از محمد بلوری، عمید نائینی، مسعود بهنود، اکبر گنجی و لیلا رستگار قرار است همزمان با سالروز جهانی آزادی مطبوعات در ۱۳ اردیبهشت ۸۵ تجلیل شود. راستی آن ۵۱ نفری که از ایرانشهر اخراج شدند را یادتان هست؟ بیشتر آن افراد حالا در ماه‌نامه نسیم هراز مشغول هستند که تولدش را اول آذر جشن گرفت. یک خبر بد: روزنامه هموطن سلام درست در همین روزهای پایانی سال انتشارش را متوقف کرد که دلیل آن مسائل مالی اعلام شده است. اما قرار شد داستانمان را به سبک فیلم‌های هندی با یک پایان‌بندی خوب تمام کنیم. برای همین از شما می‌خواهیم چشم‌هایتان را ببندید و تصویر یک کافه کوچک را با میز و صندلی‌های نقلی و عکسی از پروفسور کاظم معتمدنژاد (پدر ارتباطات نوین ایران) تصور کنید. «کافه تیتر» که قرار است جایی برای آرامش و دیدار اهالی خبر باشد، با تلاش پیگیرانه یک زوج روزنامه‌نگار ۱۵ اسفند ماه افتتاحش را با حضور روزنامه‌نگاران و همچنین استادان و پیشکسوتان روزنامه‌نگاری جشن گرفت. حالا یک نفس عمیق بکشید و تیتراژ پایانی و عبارت The End را روی پرده بزرگ سینما تصور کنید!

***

نسخه چاپی: شرق، سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴

دیدگاه خود را بیان کنید.