دود باید خورد

۷ بهمن ۱۳۸۴

این مطلب را برای شرق نوشته بودم و تقریباً (صد درصد!) مطمئن بودم که چاپ نمی‌شود.

***

دود باید خورد

علی اکبر قزوینی: روزنامه ایران، یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۴، صفحه ۴/ نگاهم سُر می‌خورد روی تیتر «شکست طرح خروج خودروهاى فرسوده» که سه سال پس از آغاز طرح صدایش درآمده. با حروفی کوچک‌تر در زیر آنها، حرف‌های رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست آمده: «اعتراف مى‌کنم که طرح خروج خودروهاى فرسوده، عملاً شکست خورده است. اگر این‌گونه نبود، براى جبران آن جلسات متعدد کارشناسى را قبل از تصویب بودجه در هیأت دولت نمى‌گذاشتیم.» حوصله‌ای اما برای خواندن جزئیات نیست… به فاصله چند ساعت از دیدن این خبر در پایانه تاکسی‌/مسافربر/مینی‌بوس‌ ضلع غربی میدان ونک هستم؛ جایی که صف طولانیِ آدم‌های مچاله‌شده از سرما، به تلویزیون غول‌پیکرِ ناظر بر میدانِ بی‌تندیسِ ونک ــ که در چرخه‌ای ظاهراً بی‌پایان چند تبلیغ را مدام تکرار می‌کند ــ پشت کرده‌ است. در یکی از خط‌ها یک پیکان عهد بوق چنان دودی به راه انداخته که نفس هم که بکشی بوی دود می‌دهد. به نا‌چار باید هر از گاهی نفسِ معکوس! بکشی تا دودها را از خودت دور کنی یا اگر شالی چیزی داری آن را کامل جلوی دماغ و دهنت بگیری. یک مینی‌بوسِ کثیفِ دودگرفته هم با یک گازِ تا تهِ جانانه آن‌قدر دود وارد آن محوطه می‌کند که تا چند ثانیه هیچ چیز نمی‌توان دید. آسمانِ پوشیده از ابر تهران در انعکاس آخرین پرتوهای خورشیدِ یک غروب معمولی زمستانی، در پس پرده‌ای از دود و دوده دست‌نیافتنی شده است… یک ماشین قراضه از راه می‌رسد. این هم شانس ما! پیکانی که بیشتر شایسته نام لگن است یُخ آورده و روشن نمی‌شود. چهار تا مسافر روی صندلی‌های نه‌چندان راحت آن نشسته‌اند و راننده(ی بی‌نوا؟) هی استارت می‌زند و استارت می‌زند. دو تا از مسافرهای خانم تحمل اوضاع را تاب نمی‌آورند و رانندۀ نه چندان خوش‌اخلاق هم به‌تندی می‌گوید: «اگه عجله دارید پیاده شید.» خانم‌ها زیاد هم راضی نیستند دوباره به صف و انتظار برگردند: «اما اگه وسط راه خاموش بشه چی؟» راننده تشر می‌زند: «دیگه کف دستمو که بو نکردم.» خانم‌ها پیاده شده‌اند و ماشین هم روشن شده تا راننده با صدای بلند رئیس خط را صدا بزند: «احمد دو تا توحید بفرست برای من.» میدان (چهارراه، هزارراه، دوربرگردان‌راه؟) توحید است و خط عوض کردنی دیگر. راننده، جوانی است که حداکثر به ۲۴ سال می‌زند. کمی جلوتر پشت ترافیک نابودکننده آزادی لوله اگزوز مینی‌بوسی درست توی ماشین ما است. راننده به مسافر بغل‌دستی‌اش می‌گوید شیشه را بزن بالا اما تا شیشه بالا برود حجم زیادی از دود را تنفس کرده‌ایم. راننده سرِ درددلش باز می‌شود: «دود که بهم می‌خوره سردرد می‌گیرم. الانَم همین یه‌ذره که اومد تو باعث شد سرم درد بگیره…» محلِ پیاده شدن است و چند دقیقه پیاده تا مقصد. تبلیغ‌های شرکت خودروسازی تویوتا و طرح‌های انرژی سبزش تصویری مبهم در ذهنم ساخته‌اند*. اما هیچ‌کدام از اینها مهم نیست، انرژی هسته‌ای را فعلاً عشق است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* تویوتا تحقیقات در زمینه خودروهای بدون آلاینده (Zero Emission Vehicle) را چندین سال است که آغاز کرده و هم‌اکنون تعدادی از نمونه‌های آزمایشی آنها در جاده‌ها و خیابان‌ها در حرکتند. سوخت این خودروها هیدروژن (یکی از دو اتم تشکیل‌دهنده آب) است و موتور محرکه آنها «پیل سوختی هیدوژنی». از اگزوز این خودروها، که دو دستگاه از اولین نمونه‌های آماده استفاده آن در ۲ دسامبر ۲۰۰۲ به دانشگاه کالیفرنیا تحویل داده شد، تنها گرما و بخار آب خارج می‌شود! جز این، تویوتا هم‌اکنون سه مدل خودروی تجاری کم‌آلاینده با موتور دوگانه‌سوز (موسوم به Hybrid Synergy Drive) دارد که از موتور بنزینی و برقی در کنار هم استفاده می‌کنند. از این سه مدل تاکنون بیش از ۲۵۰هزار دستگاه در آمریکا به فروش رفته و میزان صرفه‌جویی بنزین ناشی از آن (بر اساس برآوردهای تقریبی) بیش از ۵۰۰میلیون لیتر بوده است.

دیدگاه خود را بیان کنید.