حکایت سگی در آستان رضوی و حکایت ما

۱۵ آذر ۱۳۸۴

این مطلب را برای شرق نوشته بودم که به دلیل سوژه‌اش کار نشد. راجع به قضیه همان سگی است که می‌گویند وارد حرم امام رضا (ع) شده است.

***

حکایت سگی در آستان رضوی و حکایت ما

علی اکبر قزوینی: بعید است خبر ورود سگی به حرم مطهر امام رضا (ع) و ماجراهای پیرامون آن به گوش شما نرسیده باشد. این ماجرا را از دو منظر می‌توان بررسی کرد. یکی نحوه پوشش این خبر از دیدگاه رسانه‌ای و دیگری معنای چنین رویدادی از منظری معنوی/معناگرایانه. در دنیای امروز که رسانه‌ها حضوری پررنگ در همه جا دارند و اخبار به سرعت از طریق کانال‌های مختلف خبری به گوشه‌وکنار دنیا مخابره می‌شوند، با گذشت روزهایی از ارسال اولین خبر در این باره توسط سایت انتخاب، کل ماجرا در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و با وجود این‌که گفته می‌شود تمام صحنه‌ها را دوربین‌های مداربسته حرم ضبط کرده‌اند و شاهدان عینی زیادی از جمله خادمان حرم جریان را از نزدیک دیده‌اند، و با وجود عرضه سی‌دی‌هایی که این ماجرا را به تصویر کشیده‌اند، کسی پیدا نمی‌شود که از مجرایی رسمی و به صورت شفاف این خبر را تأیید کند و به شایعات یا شاخ‌وبرگ دادن‌ها پایان دهد. همین باعث شده تا این قضیه به سوژ‌ه‌ای داغ برای بسیاری از نشریات زرد تبدیل شود (که البته برخی از آنها توانسته‌اند بدون اضافه کردن روغن داغ به ماجرا گزارش قابل قبولی ارائه دهند). این خبر اما با نشر در ضمیمه تپش روزنامه جام‌جم و پخش از رادیو، داشت جنبه‌ای رسمی می‌گرفت که خبری در روزنامه جمهوری اسلامی آن را به مسیری دیگر انداخت. در آن خبر عنوان شده بود که کل این ماجرا برای سوء استفاده پرداخت شده بوده و از دستگیری عوامل و از جمله دو خادم حرم خبر داده بود. روز دیگری نیز همه اینها به فرقه استعمار نسبت داده شد. اما سایت انتخاب هم ساکت ننشست و ادعاهای مذکور را کذب خواند. تا لحظه نوشتن این یادداشت (جمعه‌شب ۱۱ آذر) این خبرهای متناقض به جایی نرسیده و تنها بر ابهام ماجرا افزوده است. و جای بسی شگفتی است که در دنیای رسانه‌های مدرن و به‌لحظه، هنوز خبری به قدمت بیش از دو هفته این‌چنین خبرساز و درهم‌پیچیده شده که نمی‌توان با کنار هم گذاشتن این پازل‌های خبری به اصل ماجرا پی برد.

اما منظر دیگر؛ که همان یافتن معنایی برای این رویداد است حتی اگر آن‌طور که عنوان می‌شود اتفاق نیفتاده باشد. یعنی بر فرض این سگ اصلاً داخل حرم نشده و سر ادب در برابر ضریح نگذاشته باشد، اما آیا چنین رویدادی به کل محال است؟ اینجا ممکن است بحث‌های فقهی درباره نجاست سگ و… پیش کشیده شود، اما در نگاهی معنوی به دنیا و مافیها که همگی نشأت‌یافته از ذات یگانه پروردگار هستند، سگ هم موجودی است وجودیافته از آن ذات و لذا چیزی ذاتاً جدا از سایر موجودات (و از جمله انسان‌ها) نیست. حال چرا انسان‌ها سگ را به خاطر ظاهر حیوانی‌اش شایسته شرفیاب شدن به حضور امامی معصوم نمی‌دانند اما انسان‌هایی را که گرچه همه دستورات فقهیِ طهارت را رعایت کرده اما باری سنگین از گناه دارند، تنها به خاطر شکل انسانی‌شان شایسته ورود به مکان مقدسی هم‌چون حرم یک امام می‌دانند؟ مگر همه ما داستان آن آهو را که امام رضا (ع) در زمان حضور جسمانی‌شان بر زمین ضامن آن شدند نشنیده‌ایم؟ پس چرا تعجب کنیم از این‌که حیوانی دیگر (برای عرض ارادت؟ حاجت؟…) به حضور روحانی ایشان برود؟ انسان‌هایی که روحشان از فزونی گناهان «نجس» شده خودشان را شایسته حضور در برابر ضریح امامی معصوم می‌دانند اما سگی را تنها به خاطر سگ بودن و نجس پنداشتن، شایسته این حضور نمی‌دانند. البته کسی شک ندارد که ساحت مکان‌های مقدسی چون حرم حضرت ثامن‌الحجج (ع) پاک‌تر از آن است که حیوانات را به آن راهی باشد. شناختن همین «خوی حیوانی» اما معرفت می‌خواهد و حتی اگر سگی توفیق این شناخت را بیابد، آن وقت در برابر حلقه‌ اتصال محبت و رحمت خدا به بندگان زانوی ادب به زمین می‌زند و از این چشمه بی‌پایان فیض و کرم توجه می‌طلبد…

دیدگاه خود را بیان کنید.