او یک «شیطان» بود

۷ آبان ۱۳۸۴

این روزها در ماه رمضان بعد از افطار سریالی به نام «او یک فرشته بود» از شبکه دو پخش می‌شود که سوژه جالب ــ و شاید نویی در میان سریال‌های ایرانی ــ دارد. ماجرا درباره مردی است که ادعای ایمانش گوش فلک را کر کرده و فکر می‌کند که هیچ وسوسه‌ای بر او کارگر نیست. این را از دیالوگ او با مردی خلافکار در یکی از قسمت‌های ابتدایی سریال می‌فهمیم. جایی که آن مرد خلافکار (و حالا توبه‌کرده) در مسجد و به توصیه روحانی مسجد از این مرد خواهش می‌کند که کاری برای او جور کند و او به شدت و با کلماتی تند آن مرد را هم‌چنان آدمی گناهکار و غیر قابل اصلاح می‌داند. همان شب اما این مرد در حالی که سوار بر ماشین خود به سوی خانه می‌رود، با زنی تصادف می‌کند که بعد از بردنش به بیمارستان می‌گویند حافظه‌اش را از دست داده و بین فرستادن او به بهزیستی یا آوردنش به خانه، راه دوم را انتخاب می‌کند و او را به خانه‌ای می‌آورد که همراه با مادر و زن و دو فرزندش در آن زندگی می‌کند. این دخترِ تصادف‌کرده اما با کارهایش خودش را توی دل اعضای خانه جا می‌کند تا جایی که مرد ماجرا به او دل می‌بندد و این می‌شود سرآغاز مخالفت‌های مادر و همسرش. مادرش اما سکته می‌کند و زنش هم از خانه می‌رود تا او با این مرد و فرزندانش در خانه بماند. در این میان یک وکیل هم هست که قرار است در یافتن هویت این دختر به مرد کمک کند. اما وکیل رفتارهای عجیبی دارد… تا در نهایت در یکی از قسمت‌ها بیننده متوجه می‌شود که آن وکیل و این دختر یکی و هر دو در واقع تجسم‌یافته «شیطان» هستند. این سریال هنوز تمام نشده و قضاوت در مورد آن شاید هنوز زود باشد، ولی تا همین جا هم داستان خوب پیش آمده و بازی‌های به‌نسبت روان و فیلم‌برداری/کارگردانی خوب، آن را پرطرفدار کرده است. یک نکته مثبت این فیلم هم موسیقی بسیار عالی و متناسب آن است که در انتقال دلهره و تشویش داستان فیلم بسیار موفق عمل کرده است.

بسیاری ممکن است ماجرای این فیلم را انتزاعی و تخیلی بدانند؛ چیزی که در دنیای واقعی اتفاق نمی‌افتد. دلیل اصلی این تصور، احتمالاً انتزاعی دانستن وجودِ موجودی به نام «شیطان» است. اما گرچه بسیاری شیطان را به نفس اماره و وسوسه‌های آن تعبیر کرده‌اند (که آن هم به جای خود درست)، اما «شیطان» واقعاً وجود دارد و منحصر به یکی هم نیست. اصل شیطان شاید همان «ابلیس» باشد که در متون مقدس مذهبی از او نام برده شده، اما این ابلیس فرزندان و لشگریان متعددی هم دارد که واقعاً در کار وسوسه و گمراه کردن آدمیان هستند و چه بسا به شکل آدمیزاد هم درآیند. آنها از جنس جن هستند و نیروهایی فراتر از آدمیان خاکی دارند، گرچه راه‌های متعددی هم برای در امان ماندن از آنها هست که بسیاری از آنها در متون مذهبی آمده‌اند (یک مورد نمادین آن در همان سریال: دخترِ شیطانی می‌خواهد وارد اتاقی شود که مادر مرد ماجرا در آن نماز می‌خوانده، به همین دلیل نور سبزی از آن اتاق بیرون می‌زند که چشم دختر را می‌زند و او نمی‌تواند وارد اتاق شود).

شاید هم‌چنان در حالی که این سطور را می‌خوانید در دل‌تان بخندید و همه اینها را داستان‌سرایی و تخیل بدانید، اما واقعیت این است که این چیزها ــ بخواهیم یا نخواهیم ــ واقعیت دارند [و حتی من کسی را می‌شناسم که صدای شیطان را ضبط کرده است]…

دیدگاه خود را بیان کنید.