شب‌های خوب خدا

۴ آبان ۱۳۸۴

دو شب از اصلی‌ترین شب‌هایی که ظن قدر بودن آنها می‌رود گذشته و امشب آخرین شبی است که مراسم این شب گسترده برگزار می‌شود. شرق پس‌فردای اولین شب قدر متن زیبایی را در توصیف نحوه برگزاری آن نوشته بود با تیتر زیبای (و به قول مهران بهروز فغانی یگانه‌ی) «ایران قدر شب قدر را می‌داند»، که خواندنش در صبح (نزدیک به ظهر) دوم آبان در تاکسی‌ای که از ونک به میرداماد می‌رفت، بسیار چسبید. شما هم اگر دوست دارید بخوانید: «ساعت ۱۰ شب تهران جنب و جوش دیگرى داشت و ترافیک شبانه شهر شبیه دیگر شب ها نبود، شب قدر، غنیمتى است که مسلمانان نمى خواهند دقیقه اى از این شب مبارک را از دست بدهند. اولین منظره اى که مى شد در شب قدر تهران دید، حضور بانوانى بود که به همراه کودکانشان عازم مسجد بودند. ساعت به نیمه شب نزدیک مى شد و انبوه مشتاقان راز و نیاز در مساجد و حسینیه ها سکنى گرفته بودند. در شب قدر امسال روحانیان و مداحان برنامه نیایش شب قدر را اکثراً تا اذان صبح ادامه دادند. دعاى جوشن کبیر و فریاد الغوث الغوث را مى شد در خیابان هاى مرکزى و جنوبى شهر بى حضور در مساجد شنید. صدایى که نغمات روحانى را تداعى مى کرد و معلوم نبود از کدام حنجره بر خاسته است. شب قرآن تهران تا صبح تداوم داشت. در مساجد معروف تهران از آنجا که ازدحام جمعیت، جایى در شبستان نگذاشته بود، مردان و زنان شب زنده دار در حیاط مساجد و خیابان هاى اطراف بر زیراندازهایى که با خود آورده بودند، قرآن به سر راز و نیاز مى کردند و شب سرد پاییزى را با دعا و توسل گرم مى کردند. اطراف میدان پانزده خرداد و بیرون از مسجد ارک از آن جاهایى است که بسیارى رفته بودند و تمامى میدان پر بود از شب زنده داران. سابقه احیاى سال ها شب قدر در مسجد ارک بسیارى از دستفروشان را هم به این منطقه کشانده است و بساط آش و طعام سحر با قیمت هاى ارزان و بعضاً کیفیت خوب برپاست. مهدیه تهران و مرقد امام خمینى نیز از آنجاها است که شب زنده داران را در شب قدر جذب خود کرد. گرچه اتوبوس هاى شرکت واحد تا سحر در رفت و آمدند، اما روح تعاون و معنویت این شب آنچنان است که کسى براى خانه رفتن دغدغه اى ندارد. آنها که ماشین دارند، قبل از عزیمت به دوروبرى ها خبر مى دهند تا اگر هم مسیر هستند سوار شوند. کارى که در روز و شرایط عادى و محدوده پرترافیک بازار تهران و جنوب شهر چندان انتظارش نمى رود. اما شب قدر تهران تنها در خیابان ها خلاصه نمى شد، تا دم سحر اگر خیابان ها و کوچه ها را طى کنى، روشنى هاى پنجره ها نشان مى دهد که اهل خانه بیدارند و در خلوت و تنهایى دست به دعا برداشته اند. شهر خواب ندارد و دقایق قدر به غفلت نمى گذرد. اضطراب شب قدر و اینکه درهاى رحمت خداوند تا انتها باز است، خواب نوشین بامداد را از چشم مى پراند و ساعت ۴ بامداد است. ترافیک مهربانى در خیابان هاى شهر روان است، نه از بوق ممتد و اعصاب خردى هاى روز خبرى است و از خلاف هاى روزانه هم کمتر مى توان اثرى یافت. آرامش دعا بر پدال ماشین ها نیز اثر گذاشته، این را مى توان از پلیس راهنمایى و رانندگى پرسید که برگه هاى جریمه را در جیب گذاشته و اگر خلافى نیز مى بینند به حرمت شب گذشت و عفو قدر به تذکر و خنده اى درمى گذرد. نماز صبح نزدیک است و شب زنده داران سواره و پیاده به خانه رسیده اند، تنها دو شب دیگر مانده است تا باز چنین حال و هوایى را تجربه کنند.» (به نقل از شرق، ۲ آبان ۱۳۸۴)

دیدگاه خود را بیان کنید.