دسته‌بندی نشده

یک اتفاق خوب به نام «رستاک»

دیشب یکی از شب‌های لذت‌بخش زندگی‌ام بود، با موسیقی دل‌نشین گروه رستاک. آلبوم تصویری این گروه به‌تازگی منتشر شده. نامش هست «همۀ اقوام من» و به موسیقی نواحی مختلف ایران پرداخته. از نواحی مختلف، هر کدام نمونه‌ای. لری و گیلکی و کردی و بختیاری و….

تبلیغ این آلبوم را در ابتدای سی‌دی یکی از فیلم‌ها دیدم و از همان لحظه منتظر بودم که این آلبوم منتشر شود. همان پیش‌آگهی (که اینجا می‌توانید ببینید یا دانلود کنید) نشان می‌داد که رستاک گروهی حرفه‌ای است و کارش را با لذت انجام می‌دهد. لذت و عشقی که باعث می‌شود بیننده هم از دیدن اکت(act)های آنها و شنیدن نوای دل‌نشین موسیقی‌شان لذت ببرد. به گروه تئاتری می‌مانند که موسیقی هم می‌نوازند بس‌که اجرای صحنه‌شان حرفه‌ای و در نتیجه طبیعی است.

انتشار این آلبوم از یک وجه دیگر هم اتفاق خوبی است. برخلاف دیگر موسیقی‌های حالا بگوییم «فاخر» که باید سراغشان را در سی‌دی‌فروشی‌های تخصصی گرفت و جلوی چشم و دم دست هر کسی نیستند، این سی‌دی را می‌توانید از بقالی سر کوچه‌تان بخرید! مثل فیلم‌های سینمایی که در بسته‌های مقوایی و احتمالا با برند یک شرکت تجاری (که اسپانسر کار است) توزیع می‌شوند، «همۀ اقوام من» هم در چنین بسته‌بندی‌ای با آرم ماکارونی مانا منتشر شده. البته یک بروشور کوچک هم داخل بسته است که نام قطعه‌ها و نوازندگان و برخی توضیحات دیگر در آن است.

اما چرا این اتفاق مهم است؟ شاید خیلی‌ها بگویند با این بسته‌بندی و این اسپانسر، کلاس کار پایین آمده و این آلبوم در حد همان چی‌توز و مزمز و چهارچنگولی و خانواده سبز است. می‌گویند هر گردی گردو نیست. خیلی از محصولات فرهنگی کم‌مایه یا بی‌مایه با سیستم توزیع مویرگی سر از بقالی‌ها و خواروبارفروشی‌ها درمی‌آورند، اما هر محصول فرهنگی که در اینجاها عرضه شود لزوما این‌گونه نیست. در تبلیغ ابتدایی همین آلبوم، وعده داده شده که سی‌دی تصویری اجرای شهرام ناظری با ارکستر به‌رهبری لوریس چکناواریان هم به‌زودی به همین شکل عرضه خواهد شد. در میانه هجوم محصولات فرهنگی کم‌مایه و بی‌مایه از هر سو، غنیمتی است که مردم عادی که برای خرید روزمره‌شان به بقالی محل می‌روند، با این محصولات و تولیدات کلاس‌بالا هم روبه‌رو شوند؛ شاید که ذائقه‌شان برای دیدن و شنیدن محصولات بیشتری از این دست، ارتقا پیدا کند.

یادمان نرود اگر اخراجی‌ها میلیاردی می‌فروشد، اگر کارگردان‌ها سراغ فیلمنامه‌هایی مثل چهارچنگولی می‌روند، اگر زردنامه‌ها خریدار دارند و چند خط نوشتن از محمدرضا گلزار تیراژ یک نشریه را تکان می‌دهد، به این دلیل است که این‌ چیزها مخاطب و مشتری دارند؛ کسانی که برای آنها پول می‌دهند و وقت می‌گذارند. تا زمانی که آثار و محصولات دیگر فقط در جاهای خاصی عرضه شوند و در میان حلقه‌ها و جمع‌های محدود از آنها نقل و بحث باشد، آش و کاسه همین خواهد بود.

به گروه رستاک باید تبریک گفت که احتمالا انتقادهای زیادی هم از آنها خواهد شد، اما جرئت کردند و کارشان را به این شکل منتشر کردند. به مدیران ماکارونی مانا هم همچنین، که حاضر شده‌اند در یک کار فرهنگی مایه‌دار و درست‌وحسابی سرمایه‌گذاری کنند.

اما از این حرف و حدیث‌ها بگذریم. این مجموعه با ترانه‌های زیبایی که از جان ایرانی برآمده و لذا بر جان می‌نشیند، با رنگ‌ها و لبخند‌ها و نت‌های دل‌انگیز، یکی از اتفاق‌های خوب و شاید عجیب و نامنتظر این روزها… است!

از این اتفاق خوب لذت ببرید!

لینک:

+ دیدن تصاویر اسکن‌شده روی جلد و بروشور+دانلود ترانه‌ها به‌صورت صوتی از وبلاگ دل‌زنده‌ها. در این وبلاگ هم، که توصیف‌اش به‌درستی همان است که خود نوشته: «وبلاگی برای کسانی که موسیقی خوب رو خوب گوش می کنند…»، درباره این آلبوم چنین نوشته شده: «…با تهیّه نسخه اصلی ضمن بهره بردن از سایر قطعات، حظّ صد چندان از این کار زیبا خواهیم برد. تولید و ارائه چنین اثری با این کیفیت و عرضه آن به صورت انبوه با قیمت پائین (یک سوّم سی دی های صوتی) یقیناً یک اتفاق در فضای موسیقی کشور محسوب می شود.»

به این مطلب امتیاز بدهید!

دربارۀ نویسنده

علی‌اکبر قزوینی

من علی‌اکبر قزوینی هستم و در این وب‌سایت، بیش از هر چیز آموخته‌ها و تجربه‌های خودم در زمینهٔ رشد و بهبود فردی، معنای زندگی و نیز کسب‌وکار و کارآفرینی را با شما به اشتراک می‌گذارم.

۴ دیدگاه تاکنون

  • بی نهایت عالی
    خیلی خوب می شه اگه این گروه برای خودش وب سایت داشته باشه و بتونن نظر طرفدارای خودشونو بدونن در اینصورت مثل گروههای دیگه منحل نمیشن
    واقعا جای همچین گروههایی توی موسیقی ایرانی خیلی خالیه این موسیقی های زیر زمینی و بعضی موسیقی هایی که کاست می شن ارزش شنیدن و وقت گذاشتن رو ندارد بهتره مردم و صدا و سیما از این گروهها حمایت کنن آلبومی که در اختیار منه تازه دستم رسیده ولی بارها و بارها آن رو گوش کردم و هیچوقت هم خسته نمی شم و برام تکراری نیست چون روح ایرانی توی این آهنگها جاریه و ادم به ایرانی بودنش افتخار می کنه توصیه می کنم به بخشهای دیگه از ایران هم سفر کنن و آهنگهای اصیل سایر مناطق رو هم بازسازی کنن
    دیگه نمیدونم چی بگم
    موفق باشید و دنباله دار

    (0)
  • اولا عرض ادب خدمت جناب قزوینی عزیز.
    ثانیا بنده هم از طریق یکی از دوستان کار گروه رستاک رو دیدم. بسیار دلپذیر بود.
    صورت خوانندگان ایرانی همواره با اخم و حداکثر بی تفاوتی دیده می شد اما تبسم های زیبا و صمیمی اعضای این گروه عملی نوین و زیبا بود. ضمنا اعتنا به ریشه ها و تقدیر و معرفی اساتید موسیقی نواحی از دیگر نکات مثبت این کار بود.
    زیبا بود خلاصه

    (0)

لطفاً دیدگاه یا پرسش خود را بنویسید