کارآفرینی

کمال‌گرایی یا اعتماد به سقف؟! راه درست چیست؟

کمال‌گرایی یا اعتماد به سقف؟

بعضی‌ها از بس وسواس کمال‌گرایی دارند و الانِ خود را با آدم‌های موفقِ استخوان خرد کرده مقایسه می‌کنند، از ترس نقد دیگران و نیز به دلیل سرزنش‌های درونی توسط خودشان، هرگز کاری را شروع نمی‌کنند. آنقدر می‌خواهند کامل باشند و کارشان بی عیب و نقص، که اصل موضوع بیات می‌شود و از دست می‌رود. این افراد، از متوسط و معمولی بودن فراتر نمی‌روند و هرگز به دستاوردهای درخشان نمی‌رسند.

در مقابل، عده‌ای هم هستند که اعتماد به سقف دارند؛ مثل این بنده خدا در ویدیوی زیر. یک پولی داده که برایش شعر و موسیقی و کلیپ درست کنند، و آن افراد هم با رندیِ تمام پول را گرفته و به ریش او خندیده‌اند و هرگر به او نگفته‌اند که با نشر این کلیپ‌ها فقط دستمایهٔ خندهٔ دیگران خواهد شد.

در اینجا هم مثل هر جای دیگری در زندگی، میانه‌روی و اعتدال بهترین استراتژی است. فرد اولا لازم است حتی اگر ذوق و قریحه کاری را دارد، اصولی را بیاموزد. شاگردی کند. سیاه‌مشق‌هایش را به افراد امین و صاحب‌نظر نشان بدهد تا ایرادهایش گرفته شود. تنها پس از این است که می‌تواند در اصطلاح کارآفرینی، MVP (محصول با مشخصات حداقلی)* را عرضه کند آن هم برای گروهی محدود از مخاطبان به منظور گرفتن بازخوردهای بیشتر. و سپس می‌تواند به سمت PMF (محصول قابل عرضهٔ اولیه، یا ورژن ۱ محصول)** برود و در طی مسیر، کامل‌تر شود (حرکت در مسیر کمال).

حتی اگر کسی برای کاری الهام الهی هم دریافت کند، برای متجلی کردن آن در جهان ماده و دریافت اقبال عمومی، (اغلب) گریزی از این فرایند ندارد.

کلیک کنید و بخوانید!
آیا می‌شود بدون ریسک کردن، یک کارآفرین موفق و خلاق باشیم؟

*Minimum Viable Product
**Product Market Fit


شما درباره این مطلب چه نظری دارید؟ خوشحال می‌شوم اینجا را کلیک کنید و دیدگاه‌های خود را با من و سایر خوانندگان در میان بگذارید.

دربارۀ نویسنده

علی‌اکبر قزوینی

من علی‌اکبر قزوینی هستم. پیشنهاد می‌کنم کتاب من «از عالم بالا تو را صدا می‌زنند» را بخوانید!

لطفاً دیدگاه یا پرسش خود را بنویسید