موفقیت و هدفمندی

۶ راهکار عالی برای خروج از شرایط بحرانی

۶ راهکار عالی برای خروج از شرایط بحرانی

هنوز در کانال تلگرامی آکادمی رویاسازی عضو نیستید؟ روی این لینک کلیک کنید و همین حالا عضو شوید!

عضویت در سامانه پیامکی: ارسال 1 به 10003938


کتاب الکترونیک رایگان تنها سخت‌جان‌ها به هدف می‌رسند

شرایط سخت و دشوار و بحرانی، هرازگاهی ممکن است سر برسند. کنترل برخی سختی‌ها و بحران‌ها از پیش در دستان خود فرد است و می‌تواند کاری کند که آن سختی بر او حادث نشود، گاهی هم از اختیار او خارج است. در هر دو حالت، وقتی انسان در شرایط سخت قرار می‌گیرد، وضعیت با شرایطی که همه چیز عالی و مطابق میل است، تفاوت دارد. در چنین اوقاتی چه نگرشی باید داشت و چه راهکارهایی باید در پیش گرفت تا نه‌تنها سختی‌ها و شداید ما را اذیت نکند، بلکه حتی شکوفا و شکوفاتر هم شویم؟ در ادامه، ۶ نگرش و راهکار عالی که بر اساس مطالعه و تجربه به آنها رسیده‌ام و برای من و هزاران نفر دیگر کار کرده و اثرگذار بوده است را برای شما شرح می‌دهم.

۱. پذیرش (عدم مقاومت)

زمانی که نام پذیرش به میان می‌آید، افراد اغلب احساس می‌کنند معنای آن تسلیم شدن به شکل منفعلانه در برابر حوادث و شرایط بیرونی است. اما معنای واقعی پذیرش، «عدم مقاومت» است. به این معنا که یک وضعیت ذهنی ایده‌آل را در ذهن ترسیم نکرده و توقع نداشته باشیم که همواره زندگی مطابق آن تصویر و تصور پیش برود. آموزش‌های الکن راز و رازگونه، چنین جاهایی کم می‌آورند. چون مدام اشخاص را به تجسم زورکیِ خوشی وامی‌دارند، در حالی که زندگی به این شکل عمل نمی‌کند.

هر انسانی روی زمین، حوادث و بلاهایی را از سر خواهد گذراند و اگر نگاه کنیم، «خوب بودن» هم هرگز باعث نشده بلایی بر انسانی نازل نشود

هر انسانی روی زمین، حوادث و بلاهایی را از سر خواهد گذراند و اگر نگاه کنیم، «خوب بودن» هم هرگز باعث نشده بلایی بر انسانی نازل نشود. پیامبران و بزرگان شاید خیلی بیشتر از مردم عادی در معرض چنین حادثه‌هایی بوده‌اند. به قول آیت‌الله بهجت: «کمتر کسی پیدا می شود که زندگی بر وفق مراد او باشد. هرگونه عیش و نوش دنیا، با هزار تلخی و نیش همراه است! اگر کسی دنیا را این گونه پذیرفت و شناخت، در برابر ناگواری‌ها و بدی‌های همسر و همسایه و… کمتر ناراحت می‌شود؛ زیرا از دنیا بیش از این که خانه بلا است، انتظار نخواهد داشت!»

مهم این است که زندگی را به این شکل بپذیریم و انتظار غیرواقع‌بینانه نداشته باشیم. وقتی در برابر شرایط بیرونی مقاومت نمی‌کنیم و با آن وارد جنگ ذهنی نمی‌شویم، آن شرایط تمام وزن و اهمیت خود را از دست می‌دهند و زندگی به سمتی پیش می‌رود که اوضاع برای آدمی بهتر شود. یک علتش آن است که در حالت پذیرش و عدم مقاومت، ذهن آزاد می‌شود و می‌تواند از نیروی خلاقهٔ خود برای فکر کردن به راه‌حل استفاده کند.

مولانا پذیرش و عدم مقاومت را با طنزی ظریف و رندی‌ای خاص، در این بیت عنوان کرده است:

در کف شیرِ نرِ خونخواره‌ای
غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟!

۲. باور

باور چیست؟ آیا باورها نحوه کارکرد جهان را نمایان می‌کنند، یا نوع نگاه ماست که باورها را می‌سازد و زندگی را هم مطابق همان باورها پیش می‌برد؟

باورها چیزی نیستند جز فکرهایی که از بس به آنها اندیشیده‌ایم، تبدیل به امری صُلب شده‌اند و یک مسیر عصبی را در مغز ما شکل داده‌اند

حقیقت آن است که باورها چیزی نیستند جز فکرهایی که از بس به آنها اندیشیده‌ایم، تبدیل به امری صُلب شده‌اند و یک مسیر عصبی را در مغز ما شکل داده‌اند. اگر من فکر کنم که «می‌توانم» یا فکر کنم که «نمی‌توانم»، هر دوِ‌ اینها فکر هستند و از جنس انرژیِ ناپیدا، و به یک اندازه وزن و اعتبار دارند. اما اگر به یکی از این دو بیشتر فکر کنم و بیشتر اهمیت بدهم، همان را تبدیل به تجربه بیرونی زندگی‌ام خواهم کرد. یعنی اگر باور کرده باشم که می‌توانم، مدام همین را در شرایط مختلف به شکل توانایی ثابت خواهم کرد؛ و اگر باور کرده باشم که نمی‌توانم، باز همان را به شکل ناتوانی و عجز در وضعیت‌های مختلف بروز خواهم داد.

کلیک کنید و بخوانید!
موفقیت دقیقاً چیست؟ آیا الگوی درستی برای موفقیت انتخاب کرده‌ای؟

مسئله اینجاست که بسیاری از باورهای ما از طریق فرهنگ و تربیت و خانواده، آن هم زمانی که ما کنترلی بر ذهن خود نداشته‌ایم، وارد اندیشه ما شده‌اند و ما نادانسته آنها را به عنوان حقایق زندگی پذیرفته‌ایم. برای همین لازم است ابراهیم‌گونه، تبری در دست بگیریم، جهاد اکبری آغاز کنیم و هر چه بُتِ باورهای محدودکننده و مخرب و ضعیف و مریض است را تکه‌تکه کنیم. تنها در این حالت است که آزادی حقیقی را تجربه خواهیم کرد.

باور داشته باشیم که این جهان، جهانِ شدن است. باور داشته باشیم که خداوند دوست دارد ما ثروتمند باشیم (و البته لزوما معنایش این نیست که همه میلیاردر باشند و در پنت‌هاوس زندگی کنند)، و باور کنیم که ما بسیار تواناتر از آنیم که می‌پنداریم. جهان فیزیکی به دلیل ذاتش، محدودیت‌هایی دارد (مثلا سرعت نور، حد نهایی سرعت در عالم است؛ یا بدن ما تا حد معینی قادر به تحمل فشار و گرما است)، اما در ساحت ذهن، ما نامحدودیم. محدودیت‌ها را از ذهن خود برداریم تا در جهان بیرونی و دنیای دستاوردها، به چیزهایی برسیم که خیلی‌ها آن را ناممکن می‌دانند.

آزاد شو از بند خویش
زنجیر را باور نکن

اکنون زمان زندگی است
تاخیر را باور نکن

خود را ضعیف و کم ندان
تنها در این عالم ندان

تو شاهکار خالقی
تحـقیر را باور نکن

(مهدی جوینی)

۳. ایمان

ایمان یعنی دل دادن به نادیده. یعنی دل قرص داشتن به نیرویی و ذاتی و چیزی فراتر از هر چیز. ایمان یعنی اینکه می‌دانم همه چیز درست خواهد شد، یعنی می‌دانم یکی هوای مرا دارد. ایمان یعنی این کلمات مولانا:

آن را که منم خرقه
عریان نشود هرگز

وان را که منم چاره
بی چاره نخواهد شد

اگر ما احساس درماندگی می‌کنیم و احساس می‌کنیم چاره‌ای نداریم، دلیلش آن است که ایمان نداریم. دلیلش آن است که ایمان‌مان ضعیف شده و به جای آن، به ترس میدان داده‌ایم.

ترس شکل مقلوب‌شدهٔ ایمان است. ترس یعنی من فکر می‌کنم پشت و پناهی ندارم و تنهایم

ترس شکل مقلوب‌شدهٔ ایمان است. ترس یعنی من فکر می‌کنم پشت و پناهی ندارم و تنهایم، و تصور می‌کنم هر آنچه می‌بینم همهٔ آن چیزی است که هست؛ اما ایمان یعنی می‌دانم و یقین دارم که «اوست پناه و پشت من/ تکیه بر این جهان مکن»، و می‌دانم که بسیاری چیزها هست که نمی‌دانم و نمی‌بینم و بر آنها آگاهی ندارم: «الذین یؤمنون بالغیب».

به قول عیسی مسیح: «ای کم‌ایمانان! چرا هراسانید؟» همهٔ هراس ما و همهٔ اضطراب‌های ما از کمیِ‌ ایمان ماست. ایمان اگر داشته باشیم، تنها یک قدرت می‌بینیم: قدرتِ خدا، و در پناه قدرت مطلقهٔ او به آرامش حقیقیِ قلبی می‌رسیم؛ طوری که هیچ حادثه‌ای نمی‌تواند ما را تکان دهد و مضطرب کند.

۴. امید

حافظ می‌فرماید: «بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم.» اگر ما این بو و این عطر را نمی‌توانیم استشمام کنیم، معنایش آن است که دچار زکامِ روحی شده‌ایم؛ جان‌مام سرما خورده است.

یکی از راه‌های حفظ امیدواری و بالا بردن امیدواری، عادت به شکرگزاریِ روزانه است

امیدواری خود از جنس ایمان و در ادامهٔ ایمان است. یعنی اینکه من، در عین واقع‌بینی، با خوش‌بینی به اوضاع و روندهای جهان و زندگی می‌نگرم و یک احساسی در درون من، قوی‌تر از هر وزوز ذهنی و هر سخن سرد بیرونی، می‌گوید که «اوضاع بهتر خواهد شد.»

کلیک کنید و بخوانید!
اینجا چراغی روشن است (دیدار با استاد روزنامه‌نگاری، پروفسور کاظم معتمدنژاد)

امید یعنی اینکه به زندگی خودمان نگاه کنیم و به عینه و با چشم جان ببینیم که بارها امور به شدت و سختی رسیدند و همه چیز به تار مویی بسته بود، اما آن تارِ مو پاره نشد.

امیدواری، یکی از ویژگی‌های انسان‌های به‌راستی موفق و کسانی است که واجد فضیلت «سخت‌جانی» هستند. در دوره سخت‌جان‌ها نیز در خصوص امید به شکلی دقیق‌تر و علمی‌تر صحبت می‌کنم و آموزش می‌دهم.

اما یکی از راه‌های حفظ امیدواری و بالا بردن امیدواری، عادت به شکرگزاریِ روزانه است. آنقدر خوبی‌ها و قشنگی‌های زندگی را ببینید که بدی‌ها فرصت نکنند ذهنِ شما را بدزدند!

دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
از بخت شکر دارم و از روزگار هم

زاهد برو که طالع اگر طالع من است
جامم به دست باشد و زلف نگار هم

ای دل بشارتی دهم‌ات محتسب نماند
و از می جهان پُر است و بتِ میگسار هم!

(حافظ)

۵. رویا

انسان است و رویا. رویا اصلا امری مخصوص و مختص انسان است. کلاغ‌ها و پلنگ‌ها رویا ندارند، حتی عقاب‌ها هم رویا ندارند. عقاب اگر فراتر از ابرها پرواز می‌کند، برای این است که اینگونه آفریده شده و ژن‌های او به این شکل برنامه‌ریزی شده‌اند. آدمی اما می‌تواند چون عقاب باشد، بالاتر از همه ابرهای ترس و تردید و ناکامی، یا می‌تواند چون اردک به زمین بچسبد و برای نرسیدن به رویاهایی خویش آوای غمناک سر بدهد و غر بزند.

رویا اصلا امری مخصوص و مختص انسان است. کلاغ‌ها و پلنگ‌ها رویا ندارند، حتی عقاب‌ها هم رویا ندارند

من و شما، هر یک از ما، تک‌تکِ ما، به این جهان آمده‌ایم تا رویایی را محقق کنیم: رویای خودمان را و افسانه شخصی‌مان را. نیامده‌ایم که صرفا به خور و خواب و شغلی معمولی و زندگی‌ای متوسط و جفت‌گیری و همین کارها، وقت و روزگارمان را سپری کنیم. مولانا در فیه ما فیه، بسیار زیبا این را شرح می‌دهد و از جمله مثال می‌زند که گویی ما شمشیری جواهرنشان داریم که در گنجینهٔ شخصی پادشاهان یافت می‌شود؛ و اگر ما رویایمان را فراموش کرده باشیم، گویی از این شمشیر داریم برای ساطوری کردن گوشت گندیده استفاده می‌کنیم با این توجیه و بهانهٔ ظاهرا عقل‌پسند که: «نمی‌خواهم این شمشیر معطل بماند!» خب این از احمقیِ ماست، و اینجاست که باز باید به قول مولانا گفت: «گردن بزن اندیشه را!»

حقیقت این است که ما رویای خویش را از یاد برده‌ایم یا از پیگیری آن هراس داریم. می‌ترسیم از جماعت اردک‌ها متمایز شویم و اوج بگیریم. می‌ترسیم مثل جاناتان در کتاب بی‌نظیر «جاناتان مرغ دریایی»، انگشت‌نمای گلّه شویم. اما ما اینجا آمده‌ایم که متمایز شویم. آمده‌ایم که انگشت‌نما شویم. آمده‌ایم که رویای الهی خویش و افسانه شخصی خودمان را محقق کنیم و الگویی و الهام‌بخشی هم برای دیگران باشیم.

در یک شکل علمی‌تر، می‌توان رویا را «هدف سطح بالا» خواند که در دوره سخت‌جان‌ها، و مخصوصا در خصوص رویای شغلی و یافتن شغل رویایی، در این خصوص آموزش‌ داده‌ام.

رویا، نشانه انسان بودن ماست؛ و فکر به رویا و شوق به تحقق رویا، خود عاملی و انگیزه‌ای قوی برای برون‌رفت از شرایط سخت و بحرانی است. و اتفاقا جالب اینکه خودِ شرایطِ دشوار، عاملی برای دل دادنِ بیشتر به رویاست که در این خصوص در فایل آموزشی «در شرایط سخت و دشوار چگونه شکوفا شویم؟» بیشتر توضیح داده‌ام.

کلیک کنید و بخوانید!
آیا دوست داشتنِ خود، کافی است؟

من رویایی دارم رویای آزادی
رویای یک رقص بی‌وقفه از شادی…

من رویایی دارم از جنس بیداری…
من رویایی دارم رویای رنگارنگ…

من رویایی دارم که غیرممکن نیست!

(یغما گلرویی)

۶. اقدام

اقدام یک پُل است؛ پلی که دنیای نادیده، دنیای فکر و اندیشه و خیال، را به دنیای دیده و دنیای دستاوردها و نتایج وصل می‌کند. بی‌اقدام، هیچ اندیشه‌ای ــ حتی عالی‌ترین اندیشه ــ در جهان محقق نخواهد شد و همچون نطفه‌ای متولدنشده، خواهد مرد و در گورستان از یادها خواهد رفت.

اغلب انسان‌ها، پایِ اقدام‌شان می‌لنگد. دوست دارند در تخت دراز بکشند و خیال‌هایشان یکی پس از دیگری محقق شوند

اقدام قرار نیست آپولو هوا کردن باشد. حتی نوشتن ایده‌های و خیال‌ها و رویاهایی که داریم، خودش اقدام است. خودش یک قدم است، یک گام است. و همین گام‌ها هستند که وقتی در کنار هم و در پی هم قرار می‌گیرند، رویای ما را محقق می‌کنند. در دوره آنلاین «نیلوفر مرداب» که دوست خوبم محمدپیام بهرام‌پور آن را برگزار می‌کند، من هم صحبت‌های مفصلی در خصوص اقدام در شرایط دشوار داشته‌ام که بسیار هم به دل مخاطبان نشسته است.

اما مهم است که بدانیم اغلب انسان‌ها، پایِ اقدام‌شان می‌لنگد. دوست دارند در تخت دراز بکشند و خیال‌هایشان یکی پس از دیگری محقق شوند. دوست دارند روی کاناپه جلو تلویزیون بم بدهند و موجودی حساب بانکی‌شان هی بیشتر شود. البته اگر قبلا سیستمی برای این کار، یعنی تولیدِ جریان درآمد، ساخته باشند، می‌توانند خیلی وقت‌ها به این شکل پول درآورند؛ یعنی در خواب و در سفر و در کنسرت و در تفریح و مهمانی و موقع تماشای مسابقه فوتبال و… هم پول درآورند؛ اما برای آن هم قبلا باید اقدامی و اقدام‌هایی کرده باشند.

بی اقدام، بهترین رویاها هم فقط یک خیال‌بافیِ صرف است. اقدام، مامایی است که رویا را می‌زایاند و به دنیا می‌آورد. انسان‌های به‌راستی موفق کسانی‌اند که فاصلهٔ میان فکر و اقدامشان بسیار کوتاه است. و همان‌طور که نوشتم، اقدام خیلی وقت‌ها و در گام اول، می‌تواند مکتوب کردن فکرهایی باشد که در ذهن داریم. چون با نوشتن، محتوای ذهن خود را «می‌بینیم» و می‌توانیم آن را سامان بدهیم و بسنجیم و بررسی کنیم.

وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى، وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى

و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست، و [نتیجهٔ] کوشش او به‌زودى دیده خواهد شد.

(قرآن کریم، سوره نجم، آیات ۳۹-۴۰)

یک پیشنهاد ویژه برای شما:

اگر این مقاله را پسندیدید، پیشنهاد می‌کنم فایل آموزشی «در شرایط سخت و دشوار چگونه شکوفا شویم؟» را تهیه کنید.

در این فایل آموزشی با تفصیل و جزئیات بیشتری دربارهٔ این ۶ پارامتر صبحت کرده و راهکار داده‌ام.

ضمن اینکه ماجرای واقعی بنیان‌گذار شرکت ژاپنی هوندا را تشریح‌ کرده‌ام که چگونه از دل سخت‌ترین شرایط (که بارها و بارها در مسیر تحقق رویای او مانع پیش آورد) عبور کرد و به شکوفایی رسید.

شرایطی که آقای هوندا در ژاپنِ جنگ جهانی دوم و پس از آن گذراند ــ آن هم در زمانه‌ای که خبری از اینترنت و امکانات ارتباطی مدرن نبود که تحقق رویاها و پول‌سازی را بسیار سهل‌تر کرده‌اند ــ بسیار حادتر و وخیم‌تر از شرایطی است که اکثر ما با آنها درگیریم.

داستان هوندا، می‌تواند الهام‌بخش ما برای حرکت و تحقق رویاهایمان باشد اگر خود بخواهیم.

برای تهیه فایل آموزشی بی‌نظیر «در شرایط سخت و دشوار چگونه شکوفا شویم؟» اینجا را کلیک کنید.

در شرایط سخت و دشوار چگونه شکوفا شویم

Andrea Reiman

۶ راهکار عالی برای خروج از شرایط بحرانی
امتیاز 4.5 از مجموع 6 رأی

شما درباره این مطلب چه نظری دارید؟ خوشحال می‌شوم اینجا را کلیک کنید و دیدگاه‌های خود را با من و سایر خوانندگان در میان بگذارید.

 این مطلب را پسندیدید؟ پیشنهاد می‌کنم در خبرنامه سایت عضو شوید تا از این پس، مطالب جدید را در ایمیل خود دریافت کنید:

در دوره آنلاین سخت‌جان‌ها ثبت‌نام کنید

دربارۀ نویسنده

علی‌اکبر قزوینی

من علی‌اکبر قزوینی هستم. حرفهٔ اصلی‌ام نویسندگی است و در کنار آن، آموزش و تدریس هم (با تمرکز روی رشد فردی و کسب‌وکار) انجام می‌دهم. چند سالی است ساکن کانادا هستم، و در این وب‌سایت آموزش‌هایی را عرضه می‌کنم که به شما کمک می‌کند ــ چه در ایران هستید، چه در کانادا، و چه در هر جغرافیای دیگری ــ رویاهای خود را بیابید و آنها را محقق کنید.

۲ دیدگاه تاکنون

لطفاً دیدگاه یا پرسش خود را بنویسید