یادداشت‌ها

یک خطای بزرگِ کارآفرینان

خطای کارآفرین

امروز در یکی از برنامه‌های صداوسیما، کارشناس محترمی داشت دربارهٔ مزایا و محسّنات و امکانات پیام‌‌رسان‌های داخلی صحبت می‌کرد. جایی از صحبت‌ها، ایشان اشاره کرد که خوب است مردم ببیند که چه جوان‌هایی با چه ذوق و شوق و علاقه‌ای روی این پیام‌رسان‌ها کار می‌کنند و چقدر زحمت می‌کشند و چقدر عرق می‌ریزند (نقل به مضمون). زمانی که این صحبت‌ها را شنیدم، یاد یک خطای بزرگ افتادم که بسیاری از کارآفرین‌ها و کسانی که غرق شغل رؤیایی خود هستند، دچارش می‌شوند.

آن خطا این است:

علاقهٔ بیش از حد به محصول یا خدمت خود (و تصورِ اینکه چون من خیلی دارم روی آن وقت می‌گذارم و زحمت می‌کشم، پس مردم هم باید قدر زحمات و تلاش‌های مرا بدانند و این محصول یا خدمت را بخرند.)

و حاصلِ این تصور چه خواهد بود؟

سرخوردگی (اگر که تصورات ما درست نباشد و مردم، به هر دلیلی، علاقه به خرید یا استفاده از محصول و خدمت ما نداشته باشند.)

در خصوص پیام‌‌رسان‌های داخلی، قبلاً نوشته بودم که به‌شخصه چرا ــ دست‌کم در حال حاضر ــ تمایل و علاقه‌ای به استفاده از آنها ندارم. الان هم قرار نیست نظر من با دانستنِ اینکه چه تیمی عاشقانه روی این محصولات عرق می‌ریزند، عوض شود. خب عرق نریزند و زحمت نکشند! کارآفرین حق ندارد بابت زحماتش ــ که بی‌تردید در پی منفعت مادی برای خویش است و این هم اصلاً غیراخلاقی نیست و بلکه کاملاً طبیعی است ــ سرِ مردم و خریدارانِ بالقوه و بالفعل، منّت بگذارد.

نخستین درسِ فروش، که از استاد بی‌نظیرم محمود معظمی آموخته‌ام، این است: مشتری به دلایلِ خودش می‌خرد!

کلیک کنید و بخوانید!
ناشران چگونه می‌توانند در نمایشگاه کتاب، بیشتر بفروشند؟

کاری کنیم که مشتری به دلایل درستی برای خرید محصول و خدمت ما برسد. و در هر حالی، سر او منّت نگذاریم که حالا که من این همه زحمت کشیده‌ام، تو چرا نمی‌خری؟!


شما درباره این مطلب چه نظری دارید؟ خوشحال می‌شوم اینجا را کلیک کنید و دیدگاه‌های خود را با من و سایر خوانندگان در میان بگذارید.

دربارۀ نویسنده

علی‌اکبر قزوینی

من علی‌اکبر قزوینی هستم. پیشنهاد می‌کنم کتاب من «از عالم بالا تو را صدا می‌زنند» را بخوانید!

لطفاً دیدگاه یا پرسش خود را بنویسید